پارت33

پارت33

اومد نزدیکم بوسم کرد
جیمین: من فقط دارم براشون فیلم بازی میکنم نه اینکه واقعا ازش خوشم بیاد گفتمت که ازش متفرم
تق تق تق
جیمین: بلند شو اشکاتو پاک کن
☆: اومدم داخل
جیمین: مامانه
☆:ا.ت اینجایی
ا.ت: اهممم
☆: ا.ت عزیزم اشکاتو پاک کن میخوان برن خرید تو هم باهاشون برو
جیمین: مامان فردارو چیکار کنم
☆: خب باید باهاش عروسی کنی
جیمین: یعنی چی مامان من خودم ا.ت رو دوست دارم
☆: خب عزیزم تو فقط با لینا نینا کیه باهاش باش عزیزم عشقم بهش بگو من خودم یه نقشه دارم
جیمین:من بهت اعتماد دارم مامان فقط یه چیزی
☆: جانم
جیمین: خب ا.ت اینجوری اذیت میشه
☆: میگم به من اعتماد کن
جیمین: خب باشه
☆: ا.ت عزیزم تو پایه هستی
ا.ت: چی آره پایه هستم
☆: فقط یکم تحمل کن
ا.ت: باشه مرسی مامان هانا
جیمین: یعنی عشق خودمی
ا.ت: جیمین
جیمین: جانم
ا.ت: هیچی
☆: خب من برم دیگه
ا.ت: منم میام
جیمین: وایسا اتاقم نمیبینی
☆: خدمتکار گیر اوردی خودت مرتب کن دیگه
ا.ت: 😂
جیمین: این بهونست میخوام ا.ت پیشم باشه
☆:اها خب باشه ا.ت تو بمون من میرم
ا.ت: باشه

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

ادامه قبلی

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

سناریو مایکی پارت۶

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

پارت ۲

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط