{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاشکي گاهي وقتا خدا از پشت ابرا ميومد بيرون و گوشم و محکم

کاشکي گاهي وقتا خدا از پشت ابرا ميومد بيرون و گوشم و محکم مي‌گرفت و داد مي‌زد:
آهاي بگير بشين سرجات..!
اينقده غر نزن، همينه که هست!!!
بعد يه چشمک مي‌زد و آروم توي گوشم مي‌گفت: همه چي درست مي‌شه...
دیدگاه ها (۵)

تقدیم به کسی که چند وقته زیادی اذیتش کردم....میدونم که هر دف...

پشت ميدون مين زمينگير بوديم.چند نفر داوطلب شدن! با رفتن روي ...

دنيا را به آناني هديه ميکنم ک به خيالشان دنيا فقط فقط براي آ...

گفت: فرق رويا با آرزو چيست؟گفتم: آرزو يک حقيقت نزديک است ولي...

Multi-Part: 4When you were pregnant, you went to the gym wit...

الماس زیبای من  part³ویو ات:• داشتم  همینطور راه میرفتم که ی...

Enemys Embrsce [ part ۲۷ ]

مهمونی ۳۲

پارت ۵۲: قفسی که اسمش «عشق» بودلئو که از ترس داشت پس می‌افتا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

همسایه طبقه بالاپارت ۳ یک هفته از اسباب‌کشی‌ام گذشته بود و ر...

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

ادامه پارت ۴۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط