من امشب پایِ محرابت نمازِ شکر می خوانم
من امشب پایِ محرابت نمازِ شکر می خوانم
تو میدانی که با چشمانِ تو بیدار می مانم
سَری بر مهر تو دارم ، لبی بر ذکر لب هایت
خدا خود خوب میداند ، تو هستی دین و ایمانم
تمامِ واژه ها امشب ، زِ معراجِ تو می آیند
که اینگونه پر از شعرم ، به چشمان تو می مانم
غزل می بافم از مویت ، برای صبحِ فردا تا ...
بپوشانم به خورشید و ... تو را در اوج بنشانم
پر از بویِ بهشت است این غرلها کز تو می گویم
در انهارِ تو جاری شد ، روانِ طبعِ ویرانم
تو میدانی که با چشمانِ تو بیدار می مانم
سَری بر مهر تو دارم ، لبی بر ذکر لب هایت
خدا خود خوب میداند ، تو هستی دین و ایمانم
تمامِ واژه ها امشب ، زِ معراجِ تو می آیند
که اینگونه پر از شعرم ، به چشمان تو می مانم
غزل می بافم از مویت ، برای صبحِ فردا تا ...
بپوشانم به خورشید و ... تو را در اوج بنشانم
پر از بویِ بهشت است این غرلها کز تو می گویم
در انهارِ تو جاری شد ، روانِ طبعِ ویرانم
- ۸۹۲
- ۲۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط