یادت را نقاشی میکنم...
یادت را نقاشی میکنم...
ساعتها گرمی دستانم را روی تن سردت میکشم....
بغضهارا...
دلتنگی هارا.....
نبودنهایت را...
میفهمی!!!!
کارم که تمام شد....
دستان سردم را با یادت گرم میکنم...!!!!
شکسته میشوم....
پیر میشوم...
بغض میکنم...
اما من از تو هیچوقت.....
سیر نمیشوم....
گاهی وقتا به خودم میبالم....
اما وقتی تورو کنارم نمیبینم....
تازه میفهمم بعد تو من بی بالم....!!!!!
(عاشقانه های موندگار...
منو شعله های تو)
ساعتها گرمی دستانم را روی تن سردت میکشم....
بغضهارا...
دلتنگی هارا.....
نبودنهایت را...
میفهمی!!!!
کارم که تمام شد....
دستان سردم را با یادت گرم میکنم...!!!!
شکسته میشوم....
پیر میشوم...
بغض میکنم...
اما من از تو هیچوقت.....
سیر نمیشوم....
گاهی وقتا به خودم میبالم....
اما وقتی تورو کنارم نمیبینم....
تازه میفهمم بعد تو من بی بالم....!!!!!
(عاشقانه های موندگار...
منو شعله های تو)
- ۸۶۳
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط