{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطعه ای از کتاب "رویای تبت"اثر فریبا وفی انتشارات مرکز:

قطعه ای از کتاب "رویای تبت"اثر فریبا وفی انتشارات مرکز:
یک روز از سر بیکاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند
با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟" قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتن "فقر" .از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب میکردند.
نوشته بودند که فقر خوب است چون چشم و گوش آدم را باز میکند و او را بیدار نگه میدارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش میکند.عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر"!
انشایش را هنوز هم دارم.جالب بود،نوشته بود: "عطر حس هایی را در آدم زنده میکند که فقر آنها را خاموش کرده است"!
دیدگاه ها (۵)

جذاب ترین مرد دنیا هم باشی به زشت ترین زن دنیا بگویی میتوانم...

بین خودمان بماند ...اگر از رفتن هانیامدن هاو نبودن هایش بگذر...

هیچ مردی نمیخواهد عاشق زنی شود که در سیرک کار میکنداز آن زنه...

اعترافاتمن انسان خوبی هستم.هر روز به موقع بیدار می شومیاد گر...

قطعه ای از کتاب "رویای تبت"اثر فریبا وفی انتشارات مرکز:یک رو...

قطعه ای از کتاب "رویای تبت"اثر فریبا وفی انتشارات مرکز:یک رو...

"یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند ب...

#بریده_کتاب_امروز...یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گف...

" فقر بهتر است یا عطر؟ "یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلا...

یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با...

یک روز از سر بی کاری به بچه‌های کلاس گفتم انشایی بنویسند ،با...

✅ فقر بهتر است یا عطر ؟!✍ یڪ روز از سرِ بیڪاری به بچه های ڪل...

✅ دلخوشی های کوچک را دریاب ...

پست شبانهقطعه ای از کتاب"رویای تبت ، نوشته ی خانم فریبا وفی"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط