{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز حرف های تو فریاد می شود

یک روز حرف های تو فریاد می شود

تاریخ از محاصره آزاد می شود

تاریخ یک کتاب قدیمی ست که در آن

از زخم های کهنه ی من یاد می شود

از من گرفت دختر خان هرچه داشتم

تا کی به اهل دهکده بیداد می شود

خاتون! به رودخانه ی قصرت سری بزن

موسای قصه های تو نوزاد می شود

بلقیس! ما به ملک سلیمان نمی رسیم

از تاج و تخت قسمت ما باد می شود

ای ابروان وحشی تو لشکر مغول

پس کی دل خراب من آباد می شود

در تو هزار مزرعه خشخاش تازه است

آدم به خنده های تو معتاد می شود


" آرش پور علیزاده "
دیدگاه ها (۷)

تنها شدن را دوست دارم... غار داری؟جایی برای خلوت بسیار داری؟...

ﺑﺒﺨﺶ ﻓﺎﻟﻢ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﺕ ﮐﻪ ﻧﻨﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺍ...

پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیمداشتم یک عصر برمی گشتم...

گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن!با تو آد...

وقتی سکوت ِ دهکده فریاد می شودتاریخ ، از انحصار ِ تو آزاد ...

خاتون شهر آينه هايي بزرگوار زهراي شهر يثرب مايي بزرگوارچشم م...

سرداری شهیدی که جان حاج قاسم سلیمانی را نجات داد.در عملیات ک...

صدای تو را دوست دارمصدای تو، از آن و از جاودان می سراید.صدای...

الا ای چشمه نور خدا در خاک ظلمانیزمین با نور اخلاق تو می‌گرد...

به تو از دور سلام ....

منصور کوشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط