{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مورچه ای دانه درشتی برداشته بود و در بیابان می رفت..

روزی مورچه ای دانه درشتی برداشته بود و در بیابان می رفت...
از او پرسیدند:کجا می روی؟
گفت: می خواهم این دانه را برای دوستم که در شهری دیگر زندگی می کند ببرم...
گفتند:واقعا که مسخره ای!
تو اگر هزار سال هم عمر کنی نمی توانی این همه راه را پشت سر بگذاری و از کوهستانها بگذری تا به او برسی...
مورچه گفت:مهم نیست...
همین که من در این مسیر باشم،
او خودش می فهمد که دوستش دارم...
دیدگاه ها (۱۲)

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﮔﻔﺖ : ﺩﻭ ﺧﻂ ﻣﻮﺍﺯﯼ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻨﺪ, ﻣﮕﺮ ...

دختر همسایمون ۳ سالشه خورده بود زمین, گفتم:بیا بوسش کنم خوب ...

کاش یکی بود که فقط دلش واسه یکی بود کاش تو دنیام فقط عشقای ِ...

خبر مرگ منو میشنوی آخر, وقتی رفتی عشقمو نداشتی باور... این د...

تو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو این مدت دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط