در مرزپاییز و زمستان، بی نوا، من
در مرزپاییز و زمستان، بی نوا، من
چون برگی زردی با غم و درد آشنا، من
در امتداد ریلهای سرد و بی روح
دنبال ردی از تو درگیر بلا من
آخر کجا رفتی عزیزم، از چه رفتی؟
باید به دنبالت بیایم تا کجا من؟
وای به این دنیای بی رحم و مروت
در گیر این دنیای پر چور و جفا من
تو روح سبز هر بهاری، دورم از تو
در مرزپاییز و زمستان، بی نوا، من
چون برگی زردی با غم و درد آشنا، من
در امتداد ریلهای سرد و بی روح
دنبال ردی از تو درگیر بلا من
آخر کجا رفتی عزیزم، از چه رفتی؟
باید به دنبالت بیایم تا کجا من؟
وای به این دنیای بی رحم و مروت
در گیر این دنیای پر چور و جفا من
تو روح سبز هر بهاری، دورم از تو
در مرزپاییز و زمستان، بی نوا، من
- ۲۹۶
- ۰۷ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط