{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام

در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام

در شب زلف تو ماندم، راه را گم کرده ام

تو زلیخایی و من هم یوسف کنعان نشین

بخت بد بین، گرگ رفته، چاه را گم گرده ام

تا به کی از دست دل نالم که از دلواپسی

دلبر دردانه ی دلخواه را گم کرده ام

غفلت دل کار دستم داد، تا غافل شدم

آنکه بود از حال دل آگاه را گم کرده ام

من گدای کوی تو بودم، گدای لطف تو

کوچه ات را، خانه ی آن شاه را گم کرده ام

بر سر کوه غمت دل همچو کاهی و بود و غم

چون نشسته بر دل من، کاه را گم کرده ام

"طره از پیشانی‌ات بردار ای خورشیدکم!

در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام"
دیدگاه ها (۱)

گفتیم نبینید ، نوشتند حسودیمافسوس که خود لایق دیدار نبودیماو...

در مرزپاییز و زمستان، بی نوا، منچون برگی زردی با غم و درد آش...

مگـرعاقبت قصه ما تا به ابـد تنهـائیست قفل دلت بگشا چون که ن...

دلم گرفته برایم عاشقانه می خوانی؟ترانه ای برای این دل تو می ...

سناریو جونگکوک

The Last Shadow

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

dark life = 38

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۴دامیان: آنیا، نگرا...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط