{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم از تو بگویم غزل آمد یادم !

خواستم از تو بگویم غزل آمد یادم !

شعر و افسانه و ضرب المثل آمد یادم

فکر بوسیدن تو زد به سرم باز امشب

وقت خوابم که گذشت این عمل آمد یادم

ظاهراً مزّه ی لبهای تو شیرین باشد

بی هوا مزّه و طعم عسل آمد یادم

ماهِ روی تو که از شرق زمین پیدا شد

بین منظومه ی شمسی زُحَل آمد یادم

تا که تصمیم گرفتم به سراغت آیم !

فکر درگیری و جنگ و جدل آمد یادم

دلم از طرز نگاهت چه نمایان لرزید

ریشتر و زلزله، حتّی گُسَل آمد یادم

بس که اندام تو پستی و بلندی دارد

درّه و تپّه و کوه و کُتَل آمد یادم

کاش میشد که در آغوش من آیی یک شب

باز هم فکر و هوای بغل آمد یادم...

فرهاد شریفی
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

پارت ۶۳ آریانا چند ثانیه فقط به مدیر خیره ماند.ـ خونه‌ی من؟م...

شعرش قشنگه حتما بخونید ممنونخواستم سایه ی سرت بشوم شوق بر دی...

هدیه به مادر شهیدخواستم سایه ی سرت بشوم شوق بر دیده ی ترت بش...

روایتی زنانه از مدافعان حرم: نذر کردم سایه سرت بشوم متن سرو...

part10 _جونگ کوک درو باز کن یهو در باز شد #تو به چه حقی امدی...

ⁱ ʷᵃˢ ⁱⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷⁱᵗʰ ʸᵒᵘ⁸

فرشته ی من پارت ۲ویو جیمین صبح حس کردم یهو چیزی توی بغلم دار...

#داستان_شب...#فرهنگی...🔹 زل زده بودم به یک مرد اروپایی و با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط