خواستم از تو بگویم غزل آمد یادم !
خواستم از تو بگویم غزل آمد یادم !
شعر و افسانه و ضرب المثل آمد یادم
فکر بوسیدن تو زد به سرم باز امشب
وقت خوابم که گذشت این عمل آمد یادم
ظاهراً مزّه ی لبهای تو شیرین باشد
بی هوا مزّه و طعم عسل آمد یادم
ماهِ روی تو که از شرق زمین پیدا شد
بین منظومه ی شمسی زُحَل آمد یادم
تا که تصمیم گرفتم به سراغت آیم !
فکر درگیری و جنگ و جدل آمد یادم
دلم از طرز نگاهت چه نمایان لرزید
ریشتر و زلزله، حتّی گُسَل آمد یادم
بس که اندام تو پستی و بلندی دارد
درّه و تپّه و کوه و کُتَل آمد یادم
کاش میشد که در آغوش من آیی یک شب
باز هم فکر و هوای بغل آمد یادم...
فرهاد شریفی
شعر و افسانه و ضرب المثل آمد یادم
فکر بوسیدن تو زد به سرم باز امشب
وقت خوابم که گذشت این عمل آمد یادم
ظاهراً مزّه ی لبهای تو شیرین باشد
بی هوا مزّه و طعم عسل آمد یادم
ماهِ روی تو که از شرق زمین پیدا شد
بین منظومه ی شمسی زُحَل آمد یادم
تا که تصمیم گرفتم به سراغت آیم !
فکر درگیری و جنگ و جدل آمد یادم
دلم از طرز نگاهت چه نمایان لرزید
ریشتر و زلزله، حتّی گُسَل آمد یادم
بس که اندام تو پستی و بلندی دارد
درّه و تپّه و کوه و کُتَل آمد یادم
کاش میشد که در آغوش من آیی یک شب
باز هم فکر و هوای بغل آمد یادم...
فرهاد شریفی
- ۷۴۶
- ۲۴ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط