{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف ظهر از سر کار برگشت خونه ، دید خانوومش ناهار درست نکر

طرف ظهر از سر کار برگشت خونه ، دید خانوومش ناهار درست نکرده ، از عصبانیت سرشو کوبید به دیوار ، یهو یادش اومد مجرده
دیدگاه ها (۱)

از گوسفنده می پرسن؟ بزرگترین آرزوت چی یه؟ می گه: برا یه بار ...

روباهی داشت با موبایلی شماره میگرفت زاغه از بالای درخت گفت: ...

مرد: ناهار چی داریم ؟؟ زن: ماکارونی مرد:نمیخورم زن : چطو...

ی اقایی تو خیابون داره انار می فروشه مشتری هم میاد میگه: ان...

کاراکتر ها : سانزو ، مایکی ، چیفویو ، باجی ، هانما ، شینیچیر...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part48رفتم سمت سعید و گوشیو از دستش کشیدم و ق...

سناریو بلولااااک

بارون اول

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

چند پارتی

سناریو:زخم التیامی/پارت ۲(موقعیت:نامعلوم) (زمان:۴:۵۸)**نویسن...

سناریو درخواستی

(وقتی دعواتون. میشه و مست میکنه و...)

Love&HateP.3"ویو رامیلا"وای ده دیقست هانا نیومده یعنی اخراجش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط