{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روباهی داشت با موبایلی شماره میگرفت زاغه از بالای درخت گف

روباهی داشت با موبایلی شماره میگرفت زاغه از بالای درخت گفت: پایین آنتن نمیده بده برات شماره بگیرم!! روباه تا موبایل رو داد به زاغ راغ گفت: این عوض اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایی ازم زدی
دیدگاه ها (۱)

یه روز یارو تلویزیون رنگی دستش بود داشت رد میشد به مردم تو خ...

سه تا دیوونه سوار تاکسی میشن راننده که می فهمه دیوونن حرکت ن...

از گوسفنده می پرسن؟ بزرگترین آرزوت چی یه؟ می گه: برا یه بار ...

طرف ظهر از سر کار برگشت خونه ، دید خانوومش ناهار درست نکرده ...

My lovely neighbor part : ۶۹

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 13_به پشنهادم فکر کر...

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟏پسر کوچیکتر همونطور که با اون استایل ج...

وقتی یه ام‌وی،دلیل شروع احساساتتون بود...¹۱۲ ساله ارمی هستی....

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط