{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جاده ها با خاطره قدمهای تو بیدار میمانند که روز را پیش با

جاده ها با خاطره قدمهای تو بیدار میمانند که روز را پیش باز میرفتی
هر چند سپیده تو را از آن پیشتر دمید
که خروسان بانگ سحر کنند
.
.
.
دریا به جرعه ای که تو از چاه خورده ای حسادت میکند.
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

همیشه ترسم از آن است که اگر در گذشته های دور عاشقت میشدم چه ...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

«گولش» بزن...امیرالمؤمنین سلام الله علیه:براى عبادت كردن، نف...

FALLEN ECHOESPart 11هیونجین آن شب تا دیر وقت بیدار ماند.صدای...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط