{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد در کشتزارها می‌دود

باد در کشتزارها می‌دود
گیسوانِ بید با باد می‌رقصد
من رویِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و دست‌هایم ستونِ اندامم
و دامنم را باد می‌برد
و گیسوانم به دنبالِ باد می‌رود
من روی‌ِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و با خودم فکر می‌کنم:
"چرا وقت‌هایی که باد این‌گونه زیبا وزیده است
من همیشه تنها بوده‌ام؟"
من رویِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و به اندازه‌ی آن مُرداد که دخترِ همسایه مُرد
دل‌تنگم..
دیدگاه ها (۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

مرد بی رحم

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

P : 3

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

P²¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط