{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" درد "

" درد "

پارت۶

ا/ت:تو کی هستی؟
جیمین:سولان بیا
ا/ت:هی پرسیدم این کیه
جیمین نفسی بیرون داد
جیمین:سولان همسرم از این به بعد با ما زندگی میکنه
اخمام تو هم پیچید
جیمین:سولان...بیا
ا/ت:جی‌ جیمین...معلوم هست داری چی میگی؟
به توجه راهشو ادامه میداد که رفتم سمتش بازوشو گرفتم
ا/ت:جیمین مثله ادم بگو داری چیکار میکنی؟؟
جیمین:واضح نبود ا/ت؟ منو سولان امروز صبح ازدواج کردیم...
شکه به چشمای بی حسش خیره بودم که دستای بی جونمو مشت کردم و سیلی زیر گوشش خوابوندم
ا/ت:داری چی میگی جیمین مگه میشه تو همچین کاری...(با داد)
...
دیدگاه ها (۰)

" درد "پارت۷جیمین:اره...اره میشه میتونم اجازشو داشتم...اونم ...

" درد "پارت۸دومین بعد زنگ در به صدا درومدپلاستیک غذا هارو او...

" درد "پارت۵" روز بعد ۱۱:۲۳ صبح "با غلتی چشمامو باز کردم کنا...

" درد "پارت۴جیمین:تو حتی قابلیت چیزی که بقیه زنا دارن رو ندا...

سناریو سانزو پارت اخر

سناریو بی تی اس

پرنسس من پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط