{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه لرزیدن پوست یک مادیان

شبیه لرزیدن پوست یک مادیان
وقتی گنجشکی بر گرده‌اش می‌نشیند

یا لرزیدن دست‌های مادر بزرگ
وقتی چای را
از استکان به نعلبکی می‌ریخت
برای سرد شدن

مثل لرزیدن آرام یک مزرعه چای
در نم نم باران

یا لرزیدن گوشی موبایل
بر میز شیشه‌ای

می‌لرزد دل من
وقتی
نام تو را می‌شنوم



#یغما_گلرویی
#شعر
دیدگاه ها (۸)

partباد سرد به صورتش می‌خورد.کلارا از کوچه‌ای باریک پیچید.دی...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

پارت ۳۳خانه، حالا دیگر برای رزا شبیه به یک موزه‌ی سرد و بی‌ر...

شاهکاری به نام دروغ

p21جنا از زیرزمین بالا آمد و نامه را در ذهنش مرور می‌کرد.سوی...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

🌙 وارث سایه‌ها — پارت ۲۰بارون آروم روی شیشه‌های عمارت می‌خور...

P16آچا داشت فلوتش رو میزد و آهنگ جدیدی که معلمشون بهش داده ب...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط