{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ عشق پارانوئیده }

{ عشق پارانوئیده }
part ۸

درحال حرف زدن بودن به صدای بلند گویی بیمارستان بلند شد همه گوش ایستاد شدن و منتظر موندن
..... : همه دکتر ها لطفاً در ساعت ۱۲:۰۰ دقیقه در اتاق جلسه حضور داشته باشن
یونگی : باز برای چی جلسه میزارن
تهیونگ : من که نیستم باید مریضی که صورت اش رو عمل کردم سر بزنم
هوسوک : نه باید همه باشن قرار درمورد بیمار پارانوئیده تصمیم بگیرن
جونکوک کمی در فکر فروع رفت وجدانش اجازه نمی‌داد که اونا همچین کاری بکنن افکارش رو پس زد نگاهی به ساعت مچی اش انداخت
جونکوک : بریم اتاق جلسه پنج دقیقه مونده
جیمین : بریم
به سمته اتاق جلسه قدم برداشتن............. همه در اون اتاق جلسه حضور داشتن مدیر و رئیس بیمارستان و مدیر بخش در سه صندلی های که جلوی بقیه صندلی ها گذاشته بودن نشستن رئیس بیمارستان میرفون اش رو روشن کرد
مین جون : سلام و روز بخیر همه امیدوارم که وقت تون آزاد بود باشه
تهیونگ که کناره جونکوک نشسته بود زیر لبی آروم گفت
تهیونگ : نه آزاد نبود
جونکوک : هیسسس آروم تر
مین جون : درمورد بیمار پارانوئیده که همه میدونن امروز اینجا جمع شدیم تا درموردش تصمیم بگیریم که تو این بیمارستان بمونه و حالش خوب بشه یا بفرستیمش تیمارستان
مدیر آر ام میکروفون اش رو روشن کرد و شروع به حرف زدن کرد
آر ام : وقت بخیر ... همه میدونن اگه اون بیمار اینجا بمونه حالش خوب میشه اگه بره تیمارستان بدتر میشه
مدیر جین سریع میکروفونش رو روشن کرد
جین : به نظره من که باید اینجا بمونه
.... : ببخشید اما ما نمی‌خواهیم اینجا بمونه اون شبیحه یه حیونه چطور اینجا نگهشداریم
جین : اون هم مثله ما یه آدمه
دکتر چانگ نزدیک جونکوک شد و آروم گفت
هوسوک : با کدوم یکیش موافقی
جونکوک : مدیر جین
جیمین : اینا دارن بحث میکنن
یونگی : خودم حلش میکنم
دکتر مین میکروفون اش رو روشن کرد بلافاصله لب زد
یونگی : بزارید اینجوری تصمیم بگیریم .. آیا دکتری هست که اونو معالجه کنه و مسئولیتش رو به گردن بگیره که به هیچکس آسیب نمیرسونه...
همه روانشناس ها سکوت کردن یعنی کسی نبود به داد آن دختر تنها و بیمار برسه دکتر جئون بلافاصله میکروفون اش را روشن کرد و لب زد با شنیدن صدای آروم و مهربان دکتر جئون از پشته میکروفون همه توجه شون جلب شد سمته جونکوک
دیدگاه ها (۲)

{ عشق پارانوئیده }part 9جونکوک : وقت بخیر ..... امیدراوم که ...

{ عشق پارانوئیده }part 10در.عمق.دیدارش.گمشده. به کی؟ پناه بب...

{ عشق پارانوئیده } part ۷طولانی ترین راه ها بالاخره تموم می ...

عشق پارانوئیده part 6٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫(زمان حال سال ۲۰۲۵...

پارت ۵۳ چراغ‌ها هنوز روشن بودند، اما هیچ‌کس جرئت حرکت نداشت....

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط