{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت اول: کلید زنگ‌زده و آینه‌ی غبارآلود

قسمت اول: کلید زنگ‌زده و آینه‌ی غبارآلود
خوابگاه «امید» در انتهای خیابان قدیمیِ «کاج» واقع شده بود؛ ساختمانی آجری و فرسوده که انگار دیوارهایش نفس می‌کشیدند. بوی نمِ کهنه و کاغذ دیواری‌های جدا شده، اولین چیزی بود که هنگام ورود به مشام می‌رسید.
رها، با خستگی تمام، کیف‌های سنگینش را روی زمین کوبید. سرپرست خوابگاه، پیرزنی با عینک ته‌استکانی و چهره‌ای همیشه درهم‌کشیده، کلید را به دستش داد و فقط گفت: «اتاق ۱۳. طبقه‌ی سوم. زیاد به در و دیوارش دست نزن، ساختمون قدیمیه.»
پله‌های چوبی زیر پای رها ناله می‌کردند. وقتی به طبقه‌ی سوم رسید، راهرو خالی و تاریک بود. فقط نور ضعیفِ لامپ مهتابیِ انتهای راهرو، سایه‌های بلندی روی زمین می‌انداخت. درِ اتاق شماره ۱۳ باز شد؛ صدایی شبیه به جیغِ لولاهای زنگ‌زده در کل راهرو پیچید.
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

به راهروی طولانی طبقه‌ی اول نگاه کردم.در انتهای راهرو، یک تا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️اِلین به سه نام علامت‌خورده نگاه کرد.«اون ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

«کسی که برگشت»ات هنوز وسط راهرو ایستاده بود.مدرسه ساکت بود.خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط