{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این قضیه جالب توی مشهد اتفاق افتاده: مسافرکش بدو

این قضیه جالب توی مشهد اتفاق افتاده: مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه : آقا منو میشناسی ؟ راننده میگه : نه یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه شما ؟ مسافر مرد میگه : من عزرائیلم. راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه از ترس فرار میکنه! بعد زن و مرده با هم ماشینو میدزدن..ب افتخار ما ایرونیا ک تو دزدی دست همه دنیا رو از پشت بستیم! 1
دیدگاه ها (۷)

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

پارت ۳۰

خنده ی ممنوعه.

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

رمان به دنبال هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط