{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بلای جونم

#پارت_5🍯🐼🌻 ‹ بَـلای جـونَـم😌💛 ›
┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈
💛💛💛💛💛
💛💛💛💛
💛💛💛
💛💛
💛
از درد پیچیدم که نگاهش روی زوم شد.
_ نگران نباش؛ من فردا میرم واسه کل اهل خونه تعریف میکنم که اصلا مریض نیستی ، خیلی هم بزرگی...بلدم داستان تخیلی بگم.

سیبک گلوش بالا پایین شد
_ یا همین الان شروع میکنی یا خودم وارد عمل بشم؟

ترسیده با صدای لرزون، شروع کردم
_ !...

با چشم خمار در حالی که مشخص بود خوابش میاد، بهم خیره شد.
_ چی میسوزه؟

شونه بالا انداختم و چین به بینیم دادم.
_ ندیدی توی فیلم های از همین حرف ها میزنن؟ ...مگه تا حالا از اون فیلم ها ندیدی؟

انگشت زیر بینی کشید و اخمش رو پر رنگ کرد.
_ نه تا وقتی واقعیش هست، فیلمش رو میخوام چیکار؟

کنجکاو سمتش چرخیدم.
این مردی‌ که من توی این یک سال شناخته بودم و توی خونه براش کار میکردم اصلا آدمی نبود که بخواد دختری به خونه بیاره رو برطرف کنه.

_ یعنی واقعیش رو تجربه کردی؟
💛
💛💛
💛💛💛
💛💛💛💛
💛💛💛💛💛
┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈
دیدگاه ها (۰)

اسم : مهام سن : ۲۶

اسم: لیلا سن : ۲۰ شخصیت رمانه من نیستم

#پارت_4🍯🐼🌻 ‹ بَـلای جـونَـم😌💛 › ┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈💛💛💛...

#پارت_3🍯🐼🌻 ‹ بَـلای جـونَـم😌💛 › ┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈💛💛💛...

رمان از یخ تا آتش

#Gentlemans_husband#season_Third#part_373+بسههه بسههه دیوونم...

Part : ۳۱[ ویوی ا.ت ]توی این هفته پریود شده بودم و نمی تونست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط