{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوُلِـہ بَرᓅـآ میــــرَـᓆـصَךּ حآلِ مَنوُ نَپُرسیــــךּ

گوُلِـہ بَرᓅـآ میــــرَـᓆـصَךּ حآلِ مَنوُ نَپُرسیــــךּ

چیــــزیــ مَنوُ گَرҐ نِمیــــڪُنِـہ نَـہ شوُمیــــنِـہ نَـہ ڪُرسیــ
حآلِ مَךּ פֿـوُب نِمیــــشِـہ نَـہ بآ اَلڪُل نَـہ ᓆـُرصیــ

هِیــ شُل ڪُךּ سِـᓅـت ڪُךּ بِیــــنِموُךּ ایــــنطوُریــــشوُ نَـפֿـوآستیــــҐ
دیدگاه ها (۴)

این شَهر اوُنی نیست کٍه بُزُرگ شُدیم توُش هَمه رو میشناختیم...

✘...[وآی وآی چِهـ پَلَنگی]...✘ ✘...[مُوهآیِهـ لایت چِشِهـ ر...

✖ـᓄـآ ڪِـہ כیگِـہ כآـכیـᓄ [رَفت توُ روُ]،حآلآ هِی بَحث بُڪُن...

zeeeeeed baziiiii

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۱رو...

‏🐺[۱۵:۱۶ ~ 16:40 به وقت آرژانتین]این روزا حین تمرین، مدامتلو...

پارت ۸(وقتی یونا احساس کرد که انگار دست هاش و پاهاش بسته شدن...

سناریو(درخواستی):وقتی باهاشون قهری و یه مهمونی دعوت شدید و ا...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

از ترس تا اعتمادpart: 5 ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁴ویو: جونگ‌کوکچند ساعت گذشته بود....

رومان عشق مافیا پارت 17از زبان ا/تشب شده به ساعتی که توی دست...

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط