ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
به بادیگارد گفتم یه نفرو بیاره تا نیم ساعت یه آکواریم کوچیک برام درست کنن این هر.زه رو بندازم توش تا من شکنجش کردم بندازمش اونجا

بیست مین بعد
-درجه رو بده بالا
¢ولی اربا...
-بده بالا( عربده)
شش درجه داد بالا تا شوک داغ تر بشه
نینا کم‌کم داشت از حال می‌رفت و تبدیل به پری دریایی میشد که بادیگارد در زد
$ا..ارباب..آماده شد آکواریم کوچیک(استرس)
-خوبه تو برو تو اتاق شکنجه تا من بیام
$چ..چرا؟
-اگه نافرمانی نمی‌کردی پری من این بلا سرش نمیومد برو تا همینجا خاکت نکردم
$چشم(ترس)
شوک و بستم و در شیشه رو باز کردم پاهاش داشت یکی میشد و شبیه دم..براید استایل بلندش کردم که ناله کرد
÷ا..ای
÷خفه شو صدات نیاد
که صدایی ازش نیومد رفتم اتاقم و گذاشتمش داخل آکواریوم خیلی کوچیک بود ولی به من مربوط نیست تخصیر خودش بود هوف این نتونه حرکت کنه برام بد میشه

شرمنده کم شد
دیدگاه ها (۵۸)

ویو آتجیمین صدامو گرفت و رفت با ذوق پریدم رو تخت ولی استخونم...

پسر قشنگم تولدت مبارکککک فدات شم بچه ها لایوشو دیدین؟پارت هد...

سلام پرنسسام چطورین؟ارباب وردویلتون اومده بهتون خبر خوب بده ...

ویو کوکاین چند ماه زیادی مهربون بودم اینا پرو شدن.... تازه ی...

ویو جونگکوک به بادیگارد گفتم جیمین هم ببره پیش دکتر کنار تخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط