{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند

روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند
دیده ام غنچه به دیدار کسی وا نکند
وین سبک جوش گران مایه - که خون نام وی است-
ره به آوند تهی مانده ی رگ ها نکند
یاد آغوش کسی سینه ی آرام مرا
موج خیز هوس این دل شیدا نکند
دیده آن گونه فروبسته بماند که اگر
صد چمن لاله دمد، نیم تماشا نکند
لیک امروز که سرمست می ِ زندگیم
دلم از عشق نیاساید و پروا نکند
از لگد کوب ِ‌هوس، پیکر تقوا نرهد
تا مرا این دل سودازده رسوا نکند
دیدگاه ها (۳)

روزی آید که دلم هیچ تمنا نکنددیده ام غنچه به دیدار کسی وا نک...

دل نوشتم دل نوشتم میخری ؟حال رسوای دلم را می بری ؟دل نوشتم ت...

الهة نازباز ای الهة ناز ، با دل من بسازکین غم جانگداز ، برود...

عاشقانه

مرا هیچ دوست می داری؟ سال ها پیش ازین به من گفتیکه «مرا هیچ ...

تو که در محفلِ ما این همه غوغا داریخبر از این دلِ آشفته یِ ش...

دوستت دارم و نمیگویم

خالق بی همتا , مخلوقی زیباتروشیرینتر از نوِه نیافریده است. ...

‌سال ها پیش ازین به من گفتیکه "مرا هیچ دوست می داری؟"گونه ام...

سال ها پیش ازین به من گفتیکه «مرا هیچ دوست می داری؟»گونه ام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط