{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.52
e.2
ا.ت و تهیونگ با هم وارد اتاق شدند.

جونگ‌کوک روی زمین افتاده بود و ته‌مین بالای سرش ایستاده بود، چاقو را بالا برده بود.

«این دفعه دیگه تمومه!» ته‌مین غرید.

اما قبل از اینکه ضربه را فرود بیاورد، ا.ت فریاد زد: «وایسا!»

ته‌مین برگشت. ا.ت دستش را به سمت او گرفت، نه برای حمله، بلکه برای…

+اون عشق مال هیچ‌کدوممون نبود، ته‌مین. نه من، نه تو، نه حتی اون. اون فقط… یه توهم بود.

ته‌مین لحظه‌ای مکث کرد. نگاهش بین ا.ت و جونگ‌کوک معلق ماند.

+تو همیشه فکر می‌کردی من اونو دوست دارم. اما حقیقت اینه که… اون منو دوست نداشت. هیچ‌وقت.
ا.ت صدایش می‌لرزید، اما ادامه داد: تو هم همین‌طور. تو فقط عشق رو نمی‌شناختی. فقط می‌خواستی کسی رو داشته باشی که حس مالکیت بهت بده.

ته‌مین چاقو را پایین آورد. نگاهش حالا کمی سردرگم به نظر می‌رسید.

+و جونگ‌کوک… ا.ت به جونگ‌کوک که به سختی روی زمین نشسته بود، نگاه کرد. +اون هیچ‌وقت هیچی رو از تو نگرفت. اون فقط… اون فقط برای خودش جنگید.

تهیونگ آرام به سمت جونگ‌کوک رفت و کمک کرد بلند شود.

ته‌مین به ا.ت نگاه کرد. «پس… چرا برگشتم؟»

ا.ت لبخند تلخی زد. +چون هنوز فکر می‌کردی می‌تونی همه چیز رو دوباره به دست بیاری. اما ته‌مین… گذشته، گذشته است. و تو دیگه جایی توش نداری.
ته‌مین سرش را تکان داد. انگار شکست را پذیرفته بود. با قدم‌هایی سنگین، از اتاق خارج شد و در راهرو ناپدید گشت.

ا.ت و تهیونگ به هم نگاه کردند. نفس راحتی کشیدند. جونگ‌کوک به سمت ا.ت رفت و او را در آغوش گرفت.

«حالت خوبه؟»

ا.ت سرش را به سینه جونگ‌کوک فشرد. «آره… فقط… خیلی ترسیدم.»

«تموم شد.» جونگ‌کوک گفت و او را محکم‌تر بغل کرد. -همه چیز تموم شد.

تهیونگ لبخندی زد: به نظر میاد… این داستان هنوز ادامه داره، اما حداقل فعلاً… ما بردیم.

ا.ت سرش را بلند کرد و به جونگ‌کوک نگاه کرد. +آره… ما بردیم.

اما در اعماق دلش، حس می‌کرد این پیروزی، شروع چیزی دیگر است. پایان یک فصل، و آغاز فصل بعدی که شاید… شاید از این هم پیچیده‌تر باشد........
ادامه دارد......
دیدگاه ها (۲)

my exp.53بعد از اون همه تنش و ترسی که توی خونه پیچیده بود، ب...

my exp.52جونگ‌کوک مثل یک دیوار جلوی ا.ت ایستاده بود. دست راس...

my exp.51صدای خراش روی در هنوز توی گوشش بود که ا.ت سریع خودش...

"سرنوشت"فصل ۲ p,37...جیهوپ : ت..تو چیکار کردییی؟؟..جونگ سو :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط