{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P4

تا کوک اومد زنگ تفریح خورد......
ات:ب امید دیدار اقای جئون(فوق سرد دستش رو یکبار توی هوا نشون میده و میره)
کوک:هوفففففففف از دست رفت....ولی فعلا هستش...راستی باید بفهمم این کیه و چکارس اون میدونه من کیم ولی من نمیدونم پوفففف


ویو ات

زنگ تفریح خورد رفتم حیاط متروکه هیچکس جرعت رفتن ب اونجا رو نداشه ولی اته با اینکه میدونست اونجا کجاست رفت همهمه ی بدی کل حیاط رو گرفته بود همه میگفتن شاید تازه وارده داره میره اونجا باید بهش بگم این چرتو پرتا

ات:ایرپادمو گذاشتم توی گوشم رفتم حیاط متروکه .....
دفتر نقاشیم رو دراوردم شروع ب کشیدن کردم .....
دیدم یهو یکی از پشت بهم تکیه داد.....
ات: کارتون؟(سرد)(همونطور درحال نقاشی کشیدن)
ته:ادم نمیشه پیش اموال خودش بشینه(ریلکس)
ات: اممم تا جایی ک میدونم من مال هیچکس نیستم و مال خودمم(درحال کشیدن و سرد)
ک یهوووو.........................................................
ببخشید خیلی وقته اصلا نمیام ویس ولی دوباره شروع ب فعالیت میکنیم الانم نمیدونم این پارتو چطور نوشتم اینقدر خوابم میاد امیدوارم خوشتون بیاد درسته این پارت کوتاهه ولی فردا براتون بیشتر اپ میکنم
دیدگاه ها (۱۴)

وقتی درسش بد بودو ..

#قلبی_در_دو_بدنP1*ویو ات*ساعت شیش صبح با صدای زنگ گوشیم از خ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

THE FIRST KISSPART: 1ویو ات: چند روزه به شدت حواس پرت شدم غذ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

عشق مافیا :)) پارت سه:ات لباس های بعد حمومش رو آماده کرد و ر...

دوپارتی درخواستی

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط