{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#pain

#pain
#P⁸⁶
#season²
پیرمرد صاحب کافه به همراه همسرش وارد گالری میشن و تهیونگ به سمتشون میره و بهشون خوش آمد میگه و اطراف نشون میده و ترجیح میده اول از طبقه ی بالا شروع کنه.
تهیونگ به همراه زوج کافه دار از پله ها بالا میره و در همین حین جونگکوک وارد گالری میشه. از گوشه شروع به دیدن میکنه.
اولین اثر یک نقاشی از منظره ی یک پنجره به بیرون بود. به طور عجیبی به نظر جونگکوک آشنا بود و شباهت خاصی به منظره ی دبیرستانشون داشت.
به سراغ عکس بعدی میره، عکس از چند پنکیک؟
عکس بعدی، یک عکس یهویی از یک مرد بود که پشت گرفته شده بود. مرد یک کت چرمی پوشیده بود و سوار یک موتور بود.
اثر بعدی یک نقاشی از بود که از یک مسابقه ی ماشینی بود. مردم دور پیست مسابقه بودن و دو تا ماشین انگار که داشتن با شتاب مسابقه میدادن.
برای جونگکوک جالب بود که با دیدن اون آثار یاد خودش میفته. دلش میخواست صاحب اونجا ببینه و باهاش در مورد این آثار حرف بزنه، بهش بگه که احساس میکنه انگار اون گالری برای جونگکوک ساخته شده.
با لبخند به سمت اثر بعدی رفت. یک نقاشی از یک شب پر ستاره که تصویرش روی آب منعکس شده بود. با وجود اینکه نقاشی بود اما جونگکوک میتونست درخشش ستاره ها رو احساس بکنه. اون ستاره ها با ظرافت و دقت طراحی شده بودن و حس ستاره های واقعی رو به هر بازدید کننده میدادن. جونگکوک که از بچگی عاشق ستاره ها بود، با دیدن اون نقاشی لبخندش پر رنگ تر شد و به طرف اثر بعدی که وسط سالن بود قدم برداشت. نقاشی های اونجا اونقدری دقیق و حرفه ای بودن که نمیشد فرقش رو با عکس فهمید. عکس بعدی از چشمان یک نفر بود. چشم های مشکی، گرد و تقریبا درشت، چشمایی که داشت میخندید. جونگکوک اخم کوچیکی کرد و گوشیش رو در آورد. دنبال یک عکس بود. عکس رو پیدا کرد. کنار تابلو گرفت. باور نکردنی بود.... اون.... اون چشم ها.... چطور ممکنه که..... اون چشم ها، چشم های جونگکوک باشه. عکس داخل گوشی جونگکوک یک عکس کامل از خودش بود که توسط جیمین وقتی برای سال نو رفته بودن پیک نیک، گرفته شده بود. و حالا جونگکوک داشت اثری رو میدید که انگار با بریدن عکس خودش، به طوری که فقط چشماش بمونه، کشیده شده بود. یک مدت طولانی به اون عکس خیره شد. طراح این نقاشی کیه؟ چرا چشم های جونگکوک رو کشیده؟ اون از کجا اون عکس از چشم های جونگکوک رو اورده و بعد کشیدتش؟ با خودش گفت شاید صاحب اون گالری با جیمین دوسته یا یک نسبتی داره که اون نقاشی رو کشیده، اما وقتی به سمت نقاشی بعدی رفت.... وقتی به سمت نقاشی بعدی رفت، چشماش پر از اشک شد... اون حالا داشت چشم های یک آشنا رو میدید، چشم هایی که حتی اگر حافظه اش پاک بشه فراموشش نمیکنه و همیشه بلافاصله میشناسه اون چشم ها مال کیه ان. اینجا براش کمی شک ایجاد شد که چرا صاحب اونجا عکس چشم های تهیونگ رو هم کشیده؟ چرا دقیقا کناره چشم های جونگکوکه...... چشم های جونگکوک بخاطر اشک های داخل چشمش کمی تار میدید، اما با این وجود از نگاه کرد به اون نقاشی از چشم های تهیونگ دست نکشید. مدت طولانی بهش خیره شد. اون از دیدن اون چشم ها یک سال تمام محروم بود، دلش رو میشکست اما نمیتونست بره. نمیتونست از اون چشم ها دل بکنه. درسته که طی این یک سال با دل شکستگی ای که داشت مبارزه کرده بود اما..... اما هنوزم نمیتونست از اون روز که تهیونگ اون رو رها کرد رفت، بیرون بیاد، اون هنوز توی اون روز نفرین شده گیر کرده بود. در حال تماشای نقاشی چشم های تهیونگ بود که با سر و صدای بقیه به خودش اومد. بقیه به دور اثر کناری ایستاده بودن و همش پچ پچ میکردن. باعث شد جونگکوک کنجکاو بشه و به سمت اون اثر بره. از بین مردم تقریبا زیادی که اونجا، خیره به اون عکس بودن، رد شد و خودش رو به عکس رسوند. این عکس..... جونگکوک برای چند ثانیه تپش قلبش رو فراموش کرد، فراموش کرد چجوری نفس میکشید. نمیتونست اینو باور کنه که اون عکس توی اون گالری عه. حتی خود جونگکوک هم اون عکس رو نداشت ولی صاحب اونجا داشت. صاحب اونجا... صاحب اونجا کیه؟... صاحب اونجا.... نکنه... نکنه... نه... نه نه نه نه.... غیر ممکنه....
عکسی که همه بهش خیره بودن بر میگرده به یک سال پیش. اون موقع چهار ماه از قرار گذاشتن جونگکوک و تهیونگ می گذشت. اون دو تا توی اون مدت زیاد با هم وقت گذرونده بودن اما هیچ وقت بوسه ای با هم نداشتن، تا اینکه یک روز...





بابت تاخیر ببخشید
امروز بازم پارت داریم، فعلا از این حمایت کنید تا بعدی رو بنویسم و آپلود کنم
بوس بهتون😝
دیدگاه ها (۱۵)

#pain #P⁸⁷#season²عکسی که همه بهش خیره بودن بر میگرده به یک ...

#pain#P⁸⁵#season²از اتاق کارش یکی از دوربین هاش رو برداشت و ...

#pain#P⁸⁴#season²چون با ماشین طولانی تره، به سمت یک قطار سری...

#غیر_ممکنه_عاشقت_شمپارت:²ات بعد اینکه تهیونگ بشقاب و دستش دا...

#زیر_نور_ماه پارت21ولی جونگکوک چشم هاش رو باز کرد..چشم هاش آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط