{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....

....
هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر
عاشق شدم؟ چه وقت؟چگونه؟ چرا؟ چقدر؟!

هرگز نخواستم که بگویم نگاه تو
از ابتدای ساده این ماجرا چقدر ـ

من را شکست، ساخت، شکست و دوباره ساخت!
من را چرا شکست؟ چرا ساخت؟ یا چقدر...؟

هرگز نخواستم به تو عادت کنم ولی
عادت نبود حسی از آن ابتدا چقدر

مانند پیچکی که بپیچد به روح من
ریشه دواند و سبز شد و ماند تا ... چقدر ـ

تقدیر را به نفع تو تغییر می دهند
اینجا فرشته ها که بدانی خدا چقدر ـ

خوبست با تو، با همه بی وفائیت
قلبم گرفته است،نپرس از کجا؟ چقدر؟!

قلبم گرفته است، سرم گیج می رود
هرگز نخواستم که بدانی تو را چقدر......
دیدگاه ها (۵)

....من تو را در تپش قلب خودم یافته امروح احساس تو را در نفسم...

...پیچکِ تردِ گره خورده به دنیایِ منیرودم و دلخوشم از اینکه ...

...نگران دل شیدایی خویشم، چه کنمنگرانم که شود باز اسیرت، چه ...

...ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم ببار باران کمی ...

پروانه جان

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت چهارم: سایه‌های سیاه و سوءتفاهمِ مرگ...

KIM V

هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدرعاشق شدم؟ چه وقت؟چگونه؟ چرا؟...

هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..عاشق شدم!چه وقت!چگونه!چرا!...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ #قسمت_ششم ...فردای آن روز ...

عزیزم؛نمیدانی چـِـــقَـدر خوشحالم که آمدی،که لَجَنِ دُنیای م...

درست مثل جرقه‌ای تو دلِ شب، تو وارد زندگیم شدی. قبل از تو، ه...

این کیانایِ خیلی مغرور دیگه کم آورده :)!...حواسم و پرتِ کارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط