#Part188

#Part188
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

شالم افتاده بود و با شیطنت رفتم بالا
هنوز تو اتاق خوابی که طبقه ی بالا بود و برای هر دوتامون بود نمیخوابید
تو همون طبقه ی دوم یه اتاق خواب بود که اونجا میخوابید
میدونستم خیلی خستست
آروم در اتاق رو باز کردم
بدون لباس فقط با یه شلوارک مشکی رو تخت دمر دراز کشیده بود
خدایی تو هیکل تکِ
آروم رفتم رو تخت و دراز کشیدم و دستم رو گذاشتم زیر سرم و با ناخون بلند انگشت اشارم روی ستون فقراتش دست کشیدم و آروم صداش زدم
_ آقای برزگر؟
جوابمو نداد
_ سام سام؟
بازم جواب نداد ایندفعه آروم گفتم
_باشه خودت خواستی!
آخ که خیلی وقت بود هوس گاز گرفتن از بازوش به دلم افتاده بود
خم شدم سمت بازوش و دندونام رو روی بازوش گذاشتم و با لذت دندونام رو فشردم
بوی شامپو بدن میداد ، مشخص بود قبل خوابیدن دوش گرفته بود
با فشار دندونام یهو با صدای بلندی نعره کشید و خودش رو کشید کنار
آخ که چقدر سفت بود!
عصبی نفس نفس می زد وقتی کنو دید یکم آرومتر شد ولی اخماش هم چنان تو هم بود
شونه هامو بالا انداختم و خودمو مثل گربه شرک مظلوم کردم
_ خوب یک ساعته میگم بیدار شو نشنیدی در ضمن تو بدون پیراهن خوابیدی اینم به من چشمک میزد که گازش بگیرم
اومد لبخند بزنه ولی سریع خودش رو جمع کرد با اخم گفت
+ خوب تو هم باید اینجوری بیدارم کنی؟ سکته کردم...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۰

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

چند پارتی (درخواستی)

رمان سوم پارت شانزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ ویو راوی ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط