{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان های قدیم توی یکی از محله ها چند تا بچه شر و شور بودن

زمان های قدیم توی یکی از محله ها چند تا بچه شر و شور بودن که با تیر کمون سنگی می زدن لامپ های محله رو می شکستند و هر بار شهرداری میومد و لامپ های جدید می گذاشت.
اما بعد مدتی شهرداری دیگه لامپ نگذاشت و محله تاریک تاریک شد. مردم جمع شدن و کلی نامه نوشتن و خواهش و التماس کردن تا شهرداری دوباره براشون لامپ بگذاره. شهرداری هم فقط یک دونه لامپ برای اون محله گذاشت و گفت اگه ازین لامپ خوب محافظت کردین بقیه لامپ ها رو هم میگذاریم.
 مگه از اونا محافظت کردین تا از این یکی مواظبت کنید...
دیدگاه ها (۲)

ما ازوناشيم که جاى زدن به سلامتى اين و اونشب يه ليوان شير مي...

عشق است حاج رضوان.

√چخبره چرا انقد زیاد پشت سرهم پست میزارید؟با تسبیح بزنم ضرب ...

به گزارش شریان نیوز به نقل از شبکه العالم: روزنامه انگلیسی "...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۸: بازگشت به عمارتِ تاریکوقتی به هوش اوم...

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

#ارباب‌سنگدل #پارت_13جونگ کوک : ببند دهنتو آخه توئه آشغال ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۴۹: محله‌ای که عقب نکشیددر همان لحظه جونگ ...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart: 1#انتخاب_امنآسمون س...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط