{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را دارم و از هیچ‌چیز غمم نیست!

تو را دارم و از هیچ‌چیز غمم نیست!
از صفر که هیچ،
از منهای بی‌نهـایت شروع خواهم کرد
و از هیچ‌چیز نمی‌ترسم....
من در آستانه‌ی مرگی مأیوس،
در آستانه‌ی عزیمتی نابهنگام
تــو را یافتـمــ
وقتی تو به من رسیدی
من شکست مطلق بودم،
من مرده بودم!
پس حالا دیگر از چه چیز بترسم؟!

🔜 ♥ ️
دیدگاه ها (۵)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

dark life = 33

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

نشان سوخته.

پارت ۴: نقطه‌یِ ضعفِ معمارِ سایه‌هاساعت از ۳ صبح گذشته بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط