سنگدل
#سنگدل
part 20
دکتر تا به هوش اومدن رومی موند
چند ساعتی گذشت که رومی به هوش اومد
دکتر سریع بلند شد اول جینو را صدا زد و بعد رومی را معاینه کرد
دکتر=خانم رومی جاییتون درد نمیکنه؟
+نه
دکتر ضربان قلب و فشار رومی را گرفت
بعد از تمام شدن کارش نزد جینو رفت
دکتر=ارباب من کارم تموم شد
_حالش خوبه؟؟
دکتر=بله
_باشه میتونی بری
دکتر=ممنون
دکتر رفت
جینو نزد رومی رفت
رومی رو تخت نشسته بود و پاهایش را بغل کرده بود
_خوبی؟؟
رومی یا دیدن جینو خواست بلند شه که جینو مانع شد
_بشین هنوز کامل خوب نشدی
رومی نشست
+ارباب چه اتفاقی افتاد؟؟
_هیچی
+پس چرا بهم سرم وصله؟چرا از هوش رفتم؟چرا دکتر معاینم کرد؟؟
_یعنی یادت نمیاد؟؟
+آخرین چیزی که یادمه صدای شلیک از پشت سرم اومد و از هوش رفتم
_هان میخواست تو رو ببره که سونگ اون و کشت
+و..واقعا؟؟
_آره
+چرا؟؟
_فکر میکرد واقعا نامزدمی ولی خوب دیگه نگران نباش باهامون کاری نداره
+چرا؟؟
_سونگ اون و کشت
+چیی؟؟
_مرده
ادامه دارد......
part 20
دکتر تا به هوش اومدن رومی موند
چند ساعتی گذشت که رومی به هوش اومد
دکتر سریع بلند شد اول جینو را صدا زد و بعد رومی را معاینه کرد
دکتر=خانم رومی جاییتون درد نمیکنه؟
+نه
دکتر ضربان قلب و فشار رومی را گرفت
بعد از تمام شدن کارش نزد جینو رفت
دکتر=ارباب من کارم تموم شد
_حالش خوبه؟؟
دکتر=بله
_باشه میتونی بری
دکتر=ممنون
دکتر رفت
جینو نزد رومی رفت
رومی رو تخت نشسته بود و پاهایش را بغل کرده بود
_خوبی؟؟
رومی یا دیدن جینو خواست بلند شه که جینو مانع شد
_بشین هنوز کامل خوب نشدی
رومی نشست
+ارباب چه اتفاقی افتاد؟؟
_هیچی
+پس چرا بهم سرم وصله؟چرا از هوش رفتم؟چرا دکتر معاینم کرد؟؟
_یعنی یادت نمیاد؟؟
+آخرین چیزی که یادمه صدای شلیک از پشت سرم اومد و از هوش رفتم
_هان میخواست تو رو ببره که سونگ اون و کشت
+و..واقعا؟؟
_آره
+چرا؟؟
_فکر میکرد واقعا نامزدمی ولی خوب دیگه نگران نباش باهامون کاری نداره
+چرا؟؟
_سونگ اون و کشت
+چیی؟؟
_مرده
ادامه دارد......
- ۲.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط