{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

اولین دیدارتون چه‌جوری بود:

هیونگ لاین

نامجون:

اون تو رو داخل کتابخونه دیده بود که سعی داشتی یه کتاب علمی رو از توی قفسه برداری ولی دستت نمیرسه از نامجون کمک میخوای و اون هم کمکت میکنه تا کتاب رو بر داری و از اون به بعد مدام هم رو داخل کتابخونه میبینید.

جین:

شما همو داخل یه مسابقه آشپزی دیده بودید. اون داور مسابقه بود و مطمئن بود که برنده میشی و همینطور شد زمانی که قرار شد جایزه رو دریافت کنی بهت گفت میدونستم برنده میشی خوشگل خانم و بهت چشمک زد تو جایزه رو گرفتی و گفتی از اول معلوم بود.

جیهوپ:

اولین بار تو رو موقع بازی با بچه‌های کوچیک دید انرژی زیادی داشتی و یه لبخند بزرگ روی لبت بود و با خوشحالی در حال دویدن بودی بعد از چند دقیقه نگاه کردن به تو اون هم با بازی شما پیوست و کلی با هم خندید.

یونگی:

اولین دیدار شما در زمستون بود و هوا خیلی سرد بود تو درحالیکه آهنگ گوش میدادی و چشمات رو بسته بودی راه میرفتی اما متوجه یونگی نشدی و محکم با سر خوردی بهش. سوالی نگاهش کردی و ازش معذرت خواهی کردی و به راحت ادامه دادی و اون هم با لبخند لثه‌ایش به تو که با یه گربه بازی میکردی نگاه میکرد.
دیدگاه ها (۰)

#سناریوموضوع:(وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن)«ورژن اند...

✈️ چند روز بیشترپارت ۵ چند ساعت بعد، لیا هنوز بین قفسه‌ها می...

وقتی والیبالیست بودی‌...¹کالیرا..ملقب به والیبالیست افسانه‌ا...

تولدت مبارک چانگبین 🥳🥳🥳🥳🥳🥳خیلی خوشحالم که با استری کیدز دبیو...

پارت 2در باز شد و نامجون سرشو آورد داخل. یه پاکت خریدمجله‌ای...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : آخر » ⁦♡⁩همون شب که یونگی جیمین رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط