I can be myself with him
I can be myself with him
Part⁷
میخواستم اماده بشم..اول موهامو گوجه ای بستم..یکم مرتبشون کردم..شروع کردم به ارایش
پرایمر،کرمپورد،کانسیلر،کانتور،رژگونه،شاین،پودر فیکس،یکم شاین پشت چشم،خط چشم،ریمل،رژ لب و لیپ گلاس
واقعا عالی شده بودم..لباسمو پوشیدم و اکسسوری هامو انداختم..کفش هامو پوشیدم و سوار ماشینم شدم
به لوکیشن اونجا رفتم
ماشین رو پارک کردم و پیاده شدم..یه عمارت بزرگ بود..استخر داشت..حیاطش هم خیلی بزرگ بود..رقص نور همه جارو گرفته و صدای اهنگ زیاد بود..شیشه های و*یسکی روی میز چیده شده بودن..گوشیم رو دوباره نگاه کردم که مبادا اشتباه اومده باشم..با چیزی که دیدم شوکه شدم
"ساعت ۸شب تا ۱۲شب..عمارت اقای کیم تهیونگ"
پس اینجا خونه ی اونه و من این پیامو ندیدم
از حیاط گذشتم و به مکان اصلی رسیدم..تهیونگ وسط،با یه کتوشلوار مشکی وایساده بود..خیلی جذاب شده بود،چی دارم میگم من؟ البته کتش رو گذاشته بود کنار..یه لیوان مشر*وب دستش بود و همینجوریکه با پسرا حرف میزد،جرعهای از اون رو مینوشید
همه ی دخترا پس از ورود میرفتن و با عشوه از تهیونگ تشکر میکردن
یهو لیا اومد..با یه لباس نقرهای زشت و خیلی باز!
تهیونگ رو بغل کرد..بعد با پسرا دست داد..یکم حرف زدن و بعدش رفت پیش سوهو
نگاه تهیونگ به من افتاد که یه گوشه دست به سینه وایسادم و نگاهش میکنم..اومد سمتم...
[ویو تهیونگ]
یه ثانیه نگاهم به نیلسو افتاد..خیلی قشنگ شده بود
احساس کردم ناراحته..رفتم پیشش:
+سلام مادمازل..حالتون چطوره؟
-سلام مستر کیم..ممنون خوبم
+چرا اخمو شدین؟
-میشه انقدر رسمی صحبت نکنی؟
+باشه هرجور راحتی..نمیای پیش ما؟
-نچ
+پس خودم میارمت
دستشو گرفتم و کشیدمش و بردمش پیش پسرا
+رفقا..خانم کانگ
پسرا باهاش احوالپرسی کردن..باهم حرف میزدیم و میخندیدیم
راستش هیچوقت انقدر نخندیده بودم..تقریبا دود از سر لیا بلند میشد..اومد کنار ما:
لیا:بهتون خوش میگذره؟
-بدون تو؟ بله خیلیییی
همه زدن زیر خنده
لیا:تو کسی هستی که اینجا اضافیه
-و تو کسی هستی که اینجا خیلی حرف میزنه
و انقدر جین و نامجون بهش خندیدن که دلشون درد گرفت..اونم از لج رفت پیش سوهو جونش..فکر کرده حسودی میکنم
نیلسو رو به سمت محل نشیمن همراهی کردم..جلوی استخر بود
همه میرقصیدن و مینوشیدن..شب باحالی شده بود..نیلسو هم انگار قسد داشت یکمی بخوره..اما جلوی خودشو میگرفت
ساعت ۹بود و نیلسو کمی نرقصید!
-اممم تهیونگ..اب از کجا بردارم؟
+الان میام بهت میدم
چقدر اسمم رو قشنگ صدا میزنه..رفتیم توی آشپزخونه..بهش اب دادم و همراه با یه قرص خورد..چه قرصی؟
*ادامه دارد...
[اسلاید دو:لباس نیلسو]
Part⁷
میخواستم اماده بشم..اول موهامو گوجه ای بستم..یکم مرتبشون کردم..شروع کردم به ارایش
پرایمر،کرمپورد،کانسیلر،کانتور،رژگونه،شاین،پودر فیکس،یکم شاین پشت چشم،خط چشم،ریمل،رژ لب و لیپ گلاس
واقعا عالی شده بودم..لباسمو پوشیدم و اکسسوری هامو انداختم..کفش هامو پوشیدم و سوار ماشینم شدم
به لوکیشن اونجا رفتم
ماشین رو پارک کردم و پیاده شدم..یه عمارت بزرگ بود..استخر داشت..حیاطش هم خیلی بزرگ بود..رقص نور همه جارو گرفته و صدای اهنگ زیاد بود..شیشه های و*یسکی روی میز چیده شده بودن..گوشیم رو دوباره نگاه کردم که مبادا اشتباه اومده باشم..با چیزی که دیدم شوکه شدم
"ساعت ۸شب تا ۱۲شب..عمارت اقای کیم تهیونگ"
پس اینجا خونه ی اونه و من این پیامو ندیدم
از حیاط گذشتم و به مکان اصلی رسیدم..تهیونگ وسط،با یه کتوشلوار مشکی وایساده بود..خیلی جذاب شده بود،چی دارم میگم من؟ البته کتش رو گذاشته بود کنار..یه لیوان مشر*وب دستش بود و همینجوریکه با پسرا حرف میزد،جرعهای از اون رو مینوشید
همه ی دخترا پس از ورود میرفتن و با عشوه از تهیونگ تشکر میکردن
یهو لیا اومد..با یه لباس نقرهای زشت و خیلی باز!
تهیونگ رو بغل کرد..بعد با پسرا دست داد..یکم حرف زدن و بعدش رفت پیش سوهو
نگاه تهیونگ به من افتاد که یه گوشه دست به سینه وایسادم و نگاهش میکنم..اومد سمتم...
[ویو تهیونگ]
یه ثانیه نگاهم به نیلسو افتاد..خیلی قشنگ شده بود
احساس کردم ناراحته..رفتم پیشش:
+سلام مادمازل..حالتون چطوره؟
-سلام مستر کیم..ممنون خوبم
+چرا اخمو شدین؟
-میشه انقدر رسمی صحبت نکنی؟
+باشه هرجور راحتی..نمیای پیش ما؟
-نچ
+پس خودم میارمت
دستشو گرفتم و کشیدمش و بردمش پیش پسرا
+رفقا..خانم کانگ
پسرا باهاش احوالپرسی کردن..باهم حرف میزدیم و میخندیدیم
راستش هیچوقت انقدر نخندیده بودم..تقریبا دود از سر لیا بلند میشد..اومد کنار ما:
لیا:بهتون خوش میگذره؟
-بدون تو؟ بله خیلیییی
همه زدن زیر خنده
لیا:تو کسی هستی که اینجا اضافیه
-و تو کسی هستی که اینجا خیلی حرف میزنه
و انقدر جین و نامجون بهش خندیدن که دلشون درد گرفت..اونم از لج رفت پیش سوهو جونش..فکر کرده حسودی میکنم
نیلسو رو به سمت محل نشیمن همراهی کردم..جلوی استخر بود
همه میرقصیدن و مینوشیدن..شب باحالی شده بود..نیلسو هم انگار قسد داشت یکمی بخوره..اما جلوی خودشو میگرفت
ساعت ۹بود و نیلسو کمی نرقصید!
-اممم تهیونگ..اب از کجا بردارم؟
+الان میام بهت میدم
چقدر اسمم رو قشنگ صدا میزنه..رفتیم توی آشپزخونه..بهش اب دادم و همراه با یه قرص خورد..چه قرصی؟
*ادامه دارد...
[اسلاید دو:لباس نیلسو]
- ۸۵۲
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط