بوی سیگار شدیدی آ مد...
بوی سیگار شدیدی آ مد...
با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین است
نکندبازدلش...
پله ها را دو به یک طی کردم تا
رسیدم بربام!
پدرم را دیدم
زیر آ وار غرورش مدفون
زیر لب زمزمه داشت
ک خدا عدل کجاست ؟؟؟
ک چرا مزه ی فقر وسط سفره ی ماست !!!
وچراهاو چراهای دگر....
دل من هم لرزید مثل زانوی پدر
دیدن این صحنه آ نچنان دشوار بود
ک مرا شاعر کرد...
احمد شاملو
با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین است
نکندبازدلش...
پله ها را دو به یک طی کردم تا
رسیدم بربام!
پدرم را دیدم
زیر آ وار غرورش مدفون
زیر لب زمزمه داشت
ک خدا عدل کجاست ؟؟؟
ک چرا مزه ی فقر وسط سفره ی ماست !!!
وچراهاو چراهای دگر....
دل من هم لرزید مثل زانوی پدر
دیدن این صحنه آ نچنان دشوار بود
ک مرا شاعر کرد...
احمد شاملو
- ۸۰۸
- ۰۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط