حتما بخونید
حتما بخونید
اشکامو از روی گونههام پاک کردم صدای جیغ و داد کسایی که پشتم بودن رو به وضوح میشنیدم
اونا داد میزدن تا من بیخیال شم
همه از دستم عصبی بودن یه نگاه به پشتم انداختم یه روزی همهی این آدما...:)
نگاهم روی چشمای گریون رفقام ثابت موند یه لحظه پشیمون شدم
ولی یهو به خودم اومدم اونی که باید باشه نیست
دوباره اون بغض لنتی داشت خفهام میکرد
یه قدم رفتم جلو صداها بلندتر شد
ولی بازم اونی که باید میگفت نرو نبود اون هنوز نیومده بود
فقط یه قدم دیگه مونده بود
با خودم عهد کرد فقط تا ۱۰ بشمرم
شروع کردم
۱ صدای مامانمو شنیدم که داد میزد
۲ صدای داییمو شنیدم که میگفت بیا عقب وگرنه دستم بهت برسه خودم میکشمت
۳ صدای پسردایی کوچولومو شنیدم که به مامانش میگفت مامان منو بذار زمین برم پیش آبجی
۴ صدای یکی از رفیقامو شنیدم که میگفت مرگ من نرو جلوتر
۵ صدای یکی دیگه از رفیقامو شنیدم که با اعتراض میگفت مگه نگفتی بودنت تا نداره
۶ یه قدم خیلی کوچولو رفتم جلو
۷ صدای جیغ مامانم با همهمهای که بالاتر رفت یکی شد
۸ یه نگاه به جلوی پام انداختم
۹ چشمامو بستم
۱۰ پامو بردم جلو
ولی یهو از پشت تو بغل یکی کشیده شدم
عطرش رو میشناختم
بغلشو میشناختم
صدای نفساشو میشناختم
مهم این بود که اومده
دیر اومدنش مهم نیس
تا اومدم بلند شم صدای پر خشمشو شنیدم که اسممو صدا میزد
با صدایی که بر اثر بغض خش دار بود گفتم خیلی جلو نمیرم
به دستم که توی دستای مهربونش بود نگاه کردم
آروم دستامو کشیدم عقب
رفتم دوباره سر جای اولم وایسادم
پایینو نگاه کردم
روی پشت بوم یه خونهی پنج طبقه بودم:))
من دلتنگ آغوشتم
بیا
حتی دیر
خیلی دیر
من رسیدم پایین تو بالا سرم باشی بازم بسمه
تو فقط بیا
اشکامو از روی گونههام پاک کردم صدای جیغ و داد کسایی که پشتم بودن رو به وضوح میشنیدم
اونا داد میزدن تا من بیخیال شم
همه از دستم عصبی بودن یه نگاه به پشتم انداختم یه روزی همهی این آدما...:)
نگاهم روی چشمای گریون رفقام ثابت موند یه لحظه پشیمون شدم
ولی یهو به خودم اومدم اونی که باید باشه نیست
دوباره اون بغض لنتی داشت خفهام میکرد
یه قدم رفتم جلو صداها بلندتر شد
ولی بازم اونی که باید میگفت نرو نبود اون هنوز نیومده بود
فقط یه قدم دیگه مونده بود
با خودم عهد کرد فقط تا ۱۰ بشمرم
شروع کردم
۱ صدای مامانمو شنیدم که داد میزد
۲ صدای داییمو شنیدم که میگفت بیا عقب وگرنه دستم بهت برسه خودم میکشمت
۳ صدای پسردایی کوچولومو شنیدم که به مامانش میگفت مامان منو بذار زمین برم پیش آبجی
۴ صدای یکی از رفیقامو شنیدم که میگفت مرگ من نرو جلوتر
۵ صدای یکی دیگه از رفیقامو شنیدم که با اعتراض میگفت مگه نگفتی بودنت تا نداره
۶ یه قدم خیلی کوچولو رفتم جلو
۷ صدای جیغ مامانم با همهمهای که بالاتر رفت یکی شد
۸ یه نگاه به جلوی پام انداختم
۹ چشمامو بستم
۱۰ پامو بردم جلو
ولی یهو از پشت تو بغل یکی کشیده شدم
عطرش رو میشناختم
بغلشو میشناختم
صدای نفساشو میشناختم
مهم این بود که اومده
دیر اومدنش مهم نیس
تا اومدم بلند شم صدای پر خشمشو شنیدم که اسممو صدا میزد
با صدایی که بر اثر بغض خش دار بود گفتم خیلی جلو نمیرم
به دستم که توی دستای مهربونش بود نگاه کردم
آروم دستامو کشیدم عقب
رفتم دوباره سر جای اولم وایسادم
پایینو نگاه کردم
روی پشت بوم یه خونهی پنج طبقه بودم:))
من دلتنگ آغوشتم
بیا
حتی دیر
خیلی دیر
من رسیدم پایین تو بالا سرم باشی بازم بسمه
تو فقط بیا
- ۱۳.۵k
- ۰۶ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط