{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا ۱۰-۱۲سالگی هر روز کلی تمرین فوتبال می کردم به این امید

تا ۱۰-۱۲سالگی هر روز کلی تمرین فوتبال می کردم به این امید که یه روزی بتونم با سوباسا و تارو یه مثلث طلایی رو تشکیل بدیم ولی بعدش تارو تیمو ترک کرد ، ۲-۳ روز از صب تا شب تو کمدم گریه میکردم بعد حساب کردم دیدم تارو که رفته سوباسا هم همش مصدومه منم تنهایی جرعت روبرو شدن با کاکرو یوگارو ندارم ، یه شوت میزنه عن میشم رو زمین …
به خاطر همین تو اوج از فوتبال خداحافظی کردم رفت وگرنه الآن نقل برنامه ۹۰ بودم !
دیدگاه ها (۸)

شوهر خالم با یکی تصادف کرده تو تصادف هیچکدوم چیزیشون نشد؛ بع...

سلام بچه‌ها :(( دو سه روزه ویسگون من مشکل داره لایکتون که می...

ﻣﺮﺩ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻧﻖ ﻧﻘﻮ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭼﯿ...

عجب هیکل ردیفی داره !!!!!!

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

کسخلان گروگان

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

فیک : بین راندها

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

تا ۱۰-۱۲سالگی هر روز کلی تمرین فوتبال می کردم به این امید که...

تا ۱۰-۱۲سالگی هر روز کلی تمرین فوتبال می کردم به این امید که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط