{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیخواستم اینجوری منو ببینیp

نمی‌خواستم اینجوری منو ببینی...p1

از بچگی بخاطر اون اتفاق از آب می‌ترسید،حتی  نمیتونست توی وان حموم بشینه. دلش می‌خواست نترسه،دوست داشت لذت و رهایی عضلات رو که بقیه درمورد شنا کردن میگفتن با تمام سلول هاش حس کنه،تلاش ها بی فایده بودن؛پدرش،برادرش،دوستش وَ ‌، وَ ، ‌وَ همه و همه تاحالا تلاششون رو کرده بودن تا کمکش کنن.
سونگمین،پسر مورد علاقش و دوست‌پسرش در این باره هنوز چیزی نمی‌دونست! نیازی نمی‌دید که بهش بگه،اما باید میگفت. سونگمین عضو تیم شنا مدرسه‌ست، ملقب به پسر پری‌دریایی. بعد از چندین ماه که قرار میزاشتن، بارها از دختر میخواست که برای مسابقات ‌، وقتی تنهایی داره تمرین میکنه بیاد و تماشا کنه ‌، یا اینکه برای تفریح باهم به پارک آبی یا استخر برن. تنها چیزی که در جواب می‌شنید بهونه بود. هزاران بهونه مسخره.
این بار.....خب این‌بار فرق داشت. باهم بحث داشتن. چند روز گذشته بود. دختر واقعا نمی‌خواست اینطور پیش بره. تمام مدت استرس رها شدن مثل خوره به جونش افتاده بود.
تحملش سر رسید. بلند شد و یه سویشرت پوشید. از خونه بیرون زد. تنها یه جا میتونست باشه ‌، استخر هارین‌سو ‌. یه استخر شخصی که گاهی اجاره داده میشه . مسیر تا هارین‌سو با فکر و جمع کردن شجاعت زود طی شد. مرد میان‌سالی که اونجا بود با شنیدن اسم دختر اجازه ورود رو به سرعت داد. طوری که انگار مدت ها منتظر دختر بوده.
کنار سکو ها راه می‌رفت و به آب نگاه میکرد ‌، چشمش دنبال پری دریایی‌ش بود ‌. دید کاملی نداشت ‌، از سکو پایین اومد نزدیک تر رفت.
-کیم سونگمین !! اینجایی ؟!
دستی روی شونه‌ش حس کرد. برگشت و یک قدم عقب رفت. با دیدن سونگمین پاش لیز خورد و قبل اینکه دستاشون به هم برخورد بکنه توی آب افتاد. توی آب جیغ خفه ای کشید، تقلا میکرد و سعی داشت بالاتر بیاد ولی فقط عمیق تر فرو میرفت.
بلافاصله پسر توی آب شناور میشه و دست های دختر رو میگیره تا تکون خوردن هاش رو متوقف کنه ‌.
دست‌های سونگمین هنوز دور بازوهاش بودن، اما دیگه خبری از تقلا نبود. صدای هق‌هق های دختر اول خفه بود ، بعد ترکید.
بغضی که سال‌ها ته گلوی خیسش دفن شده بود، بالا اومد.
-سونگمینن
با درد و التماس اسمش رو به زبون آورد.
آروم آروم...گرفتمت...آروم باش


(ادامه پارت بعدی 🥰)
#کیم_سونگمین #درخواستی
دیدگاه ها (۰)

نمیخواستم منو اینطوری ببینی...p2نفسش برید. سرفه کرد. اشک و آ...

نمیخواستم منو اینطوری ببینی...p3 یه چیزی بگو.صداش آروم و پر ...

بعد از 7 سال؟...."16 سپتامبر 2018"چشم های خالی از هر احساسی ...

همه چی تو مال منه یانگ!.... دستای خیسش رو بین موهای بلوندش ک...

فیک=) دوستت دارم (پارت اول) ...

رمان درخواستی شیپ اوراراکا و باکوگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط