زمستان سردی بودبرفوباران وکلاغ بیچاره نگران گرسنگی جوجه ه
زمستان سردی بودبرفوباران وکلاغ بیچاره نگران گرسنگی جوجه هایش.هرجارفت غذایی نیافت لذاازگوشت تن خودمیکندوب جوجه هایش میداد.تااینک زمستان تمامشدو کلاغ مرد.جوجه هایش گفتند:
خوب شد مرد،خسته.شدیم ازین غذای تکراری.اینست حقیقت تلخ روزگارما.
خوب شد مرد،خسته.شدیم ازین غذای تکراری.اینست حقیقت تلخ روزگارما.
- ۴۲۹
- ۱۱ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط