{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان سردی بودبرفوباران وکلاغ بیچاره نگران گرسنگی جوجه ه

زمستان سردی بودبرفوباران وکلاغ بیچاره نگران گرسنگی جوجه هایش.هرجارفت غذایی نیافت لذاازگوشت تن خودمیکندوب جوجه هایش میداد.تااینک زمستان تمامشدو کلاغ مرد.جوجه هایش گفتند:
خوب شد مرد،خسته.شدیم ازین غذای تکراری.اینست حقیقت تلخ روزگارما.
دیدگاه ها (۳)

زمستان سردی بود . . . .برف و بوران همه جا را فرا گرفته بود ....

زمستان سردی بود... برف و بوران ھمہ جا را فرا گرفتہ بود... کل...

زمستان سردی بود برف و بوران کلاغ بیچاره نگران گرسنگی بچه ها...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت,گوشت بدن خودرا میکند وبه جوجه های...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت,گوشت بدن خودرا میکند وبه جوجه های...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت,گوشت بدن خودرا میکند وبه جوجه های...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت,گوشت بدن خودرا میکند وبه جوجه های...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت,گوشت بدن خودرا میکند وبه جوجه های...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت,گوشت بدن خودرا میکندوبه جوجه هایش...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت,گوشت بدن خودرا میکندوبه جوجه هایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط