زمستان سردی بود
زمستان سردی بود
برف و بوران کلاغ بیچاره نگران گرسنگی بچه هایش
هر جا گشت و غذایی نیافت
از گوشت تن خودش می کند و به جوجه هایش میداد
تا اینکه زمستان گذشت و کلاغ مرد...
بچه هایش گفتند چه خوب شد که مرد.. خسته شدیم از این غذای تکراری..
آری این است واقعیت تلخ روزگار ما..
برف و بوران کلاغ بیچاره نگران گرسنگی بچه هایش
هر جا گشت و غذایی نیافت
از گوشت تن خودش می کند و به جوجه هایش میداد
تا اینکه زمستان گذشت و کلاغ مرد...
بچه هایش گفتند چه خوب شد که مرد.. خسته شدیم از این غذای تکراری..
آری این است واقعیت تلخ روزگار ما..
- ۵۱۹
- ۲۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط