{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان سردی بود

زمستان سردی بود

برف و بوران کلاغ بیچاره نگران گرسنگی بچه هایش

هر جا گشت و غذایی نیافت

از گوشت تن خودش می کند و به جوجه هایش میداد

تا اینکه زمستان گذشت و کلاغ مرد...

بچه هایش گفتند چه خوب شد که مرد.. خسته شدیم از این غذای تکراری..

آری این است واقعیت تلخ روزگار ما..
دیدگاه ها (۲)

شروع ✨ کامیل اطراف عمارت رو دنبال جاده آسفالت گشت اما هیچ نش...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

زمستان سردی بود . . . .برف و بوران همه جا را فرا گرفته بود ....

زمستان سردی بود... برف و بوران ھمہ جا را فرا گرفتہ بود... کل...

زمستان سردی بودبرفوباران وکلاغ بیچاره نگران گرسنگی جوجه هایش...

زمستانی کلاغ غذا نداشت!گوشت بدن خود را میکند به جوجه هایش می...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت ...گوشت بدن خود را میکند و به جوج...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشتگوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط