{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" قشنگ ترین اشتباه "

" قشنگ ترین اشتباه "

part : ⁹

+ چیکار بگو دیگه ؟!

_ امشب تو اتاق تو میخوابم !!

+ بلههههه ؟! (داد)

_ همین که گفتم !!

+ ولی نه....من....من نمیخوام !!

_ باشه منم به پدر میگم که....

+ خیلی خب باشه !!

_ هه....خوبه !!
میتونی بری !!


ای خدا حالا چیکار کنم ؟!
چیزی به اسم رحم یا حیا تو این پسر وجود داره ؟!
شده دیگه....مجبورم !!
با ناراحتی و خستگی پله ها رو بالا رفتم و وارد اتاقم شدم....
لباسام رو با لباس خواب آبی رنگم تعویض کردم و برای مسواک زدن وارد دستشویی شدم....تند تند دندونامو مسواک زدم و بیرون اومدم !!
چراغ خواب رو روشن و چراغ اتاق رو خاموش کردم....
بی توجه به اینکه جیمین چی گفته بود روی تخت دراز کشیدم....کمی توی تخت وول خوردم و چشمام رو بستم !!
چند دیقه ای گذشت که با روشن شدن چراغا رفتم زیر پتو....
حتما کار جیمینه....گفتم....

+ مگه آزار داریییییی ؟! (داد)

_ دادا نزن !!

+ دوست دارم میزنم !!
به تو چه ؟!

_ هی چرا زیر پتویی ؟!

+ چون جنابعالی چراغو تو سرم روشن کردی !!
کور شدم خاموشش کن !!

_ باشه باشه !!

چراغو خاموش کرد و اومد سمت تخت....
گفتم....

+ نه نه نه....گفتم میتونی تو اتاق بخوابی نه رو تخت !!

_ نه عزیزم اینطور نیست اینجا خونه ی پدرمه و اینجا هم اتاق خونه ی پدرمه منم اجازه ی موندن توی اتاقاشو دارم !!

+ هوفففف باشه !!

رفتم سمت چپ تخت و بهش گفتم سمت راست بخوابه....

+ همونور بخواب اینور تر نیا !!

_ خیلی خب !!
اوف گرمت نیست ؟!

+ نه چطور ؟!

_ خیلی گرممه اینطوری نمیشه !!

تو یه حرکت پتو رو از روی خودش برداشت....
اینجا بود که متوجه شدم هیچی تنش نیست....ای خدا این یکیو چیکار کنم ؟!
دستامو جلو چشمم گرفتم و گفتم....

+ وایییی چرا لختی ؟! (جیغ)

_ دستتو بردار !!

+ نمیخوام !!

با یه دستش دوتا دستمو از روی چشمام برداشت و بالای سرم برد....
روم خیمه زده بود و با همون پوزخند نگام میکرد....حالا که نمیتونم از دستام استفاده کنم خودم چشمامو میبندم !!

_ چرا انقد خجالت میکشی کوچولو ؟!
چشماتو باز کن !!

+ نمیخوام !!

_ که نمیخوای ها ؟!



ادامه دارد....

²⁰ لایک
دیدگاه ها (۵)

" قشنگ ترین اشتباه "part : ¹⁰+ نههههه !! (داد)_ خیلی خب اینط...

" قشنگ ترین اشتباه "part : ¹¹_ ا.ت ؟!....ا.تتتت ؟! (داد)+ ها...

" قشنگ ترین اشتباه "part : ⁸کل راه رو باهم صحبت میکردیم....م...

" قشنگ ترین اشتباه "part : ⁷{ ویو ا.ت }بزور جیمینیو از اتاق ...

رمان تهیونگ

my love part 43

#زیبایی.توPart: 3_ لازم نکرده بخوری(جدی و سرد)« همه اعضا خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط