تو همان اشک عاشقانه ای بودی

تو همان اشک عاشقانه ای بودی
که در هوای هوای بی قراری های دلم
از سر شب قطره قطره
عاشقانه چکیدی سر خوردی روی
گونه هایم
روی سینه ام
روی قلبم
روی خانه خانه ی پیراهنم
تو همان اشک عاشقانه ای بودی
که اشک شدی
عطر شدی
و نشستی روی ترانه ی دلتنگی ام
اصلا خودت بگو بهانه جان
من کجای این تنهایی کجای این دلتنگی
کجای این بهانه
نبودنت را عاشقانه بمیرم
که چشمهای بارانی ام آرام بگیرد... #امید_آذر
دیدگاه ها (۱)

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

بگو که گل نفرستد کسی به خانه ی منکه عطر یاد تو پر کرده آشیان...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

عاشقانه های شبنم

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

تکپارتی | جونگکوک

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط