ات ویو

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️

𝙋𝙖𝙧𝙩 16●•••

ات ویو
رفتم پیش هارام و خانم سو
احساس بدی داشتم
حسی مثل عذاب وجدان
اما بازم اون حق داشت من رو ببوسه
حتی نظر منو نپرسید!
هارام: خوبی؟
ات: خوبم
مامان جونگکوک صدای جونگکوک می‌زد اومد سمت میز ما
مامانش: سلام خانوما ج..
مامانش: اسم شما چیه دختر خوشگلم؟
ات: من؟
مامانش: آره خوشگلم
ات: آم من ات هستم ، جانگ ات
مامانش: چه اسم قشنگی
خانم سو: چیزی شده خانم جئون ؟؟
مامانش: عاا راستی کسی جونگکوک رو ندیده؟؟
ات: داخل محوطه بیرونه
مامانش: عاه دخترم میتونی باهام بیای ؟ میترسم بیفتم تو استخر!
ات ویو
عجیبه
زن به این زرنگی و ادعا چرا کمک من رو میخاد ، عیب بود درخواستش رو رد کنم
۵۹ سالشه پس بهش گفتم چشم
داشتیم با هم میرفتیم که مثل پیرزن های ۷۰ ساله دستمو گرفت
مامانش: دخترم تو مجردی؟
ات:جانم؟..عا بله!
مامانش: دوست پسر داری؟
ات: نه ولی یکی رو دوست دارم
مامانش: عاه ..هعی
ات: چیزی شده؟ چرا اینا رو میپرسین
یهو رسیدیم به جونگکوکی که رو زمین خوابش برده بود
مامانش: تا کسی پسرمو از افسردگی در بیاره
ات: ببخشید ها ولی من دکتر نیستم ! به این کار میگن سواستفاده از خوشگل بودن یک دختر؟
مامانش: نه دخترم این چه حرفی..
ات: دقیقا همینطوره ..متاسفم براتون!
کیفمو سریع برداشتم و با تاکسی از اونجا دور شدم
فکر کردن کی هستن؟
اعصابم خورد بود
دلم برای جونگکوک میسوخت که همچین مامان سلیطه ای داره!
اون خیلی حالش بد بود چرا نمیتونه خوبش کنه؟؟
نمیدونم چرا اما دلم خواست پیامی به جونگکوک بدم
داخل پیام ها
ات : سلام جونگکوک خوبی؟
از روی زمین بلند شو سرما میخوری هوا سرد شده..اگه از دستم ناراحتی نباش..برو پی یک دختر دیگه که واقعا دوستت داشته باشه!
براش فرستادم اما سین کرد و جواب نداد
یعنی خیلی ناراحت شده
خب بشه حقش بود
رسیدم خونه
رفتم توی اتاق لباس و آرایش و همه چی رو در آوردم و پاک کردم
رفتم روی تخت و زنگ زدم بورا و ماجرا رو براش تعریف کردم
بورا: ولییی چطوری دلت میااادد مرد به اون مردی و خوشتیپی رو رد کنییی خیلی خری هااا
ات: ربطی نداره یک مرد نباید بدون رضایت آدم رو ببوسه!
بورا: الحق که داخل عهد بوقی
خب ببین آدما برای ابراز احساسات از بوسه استفاده میکنن و نشون میدن که چقدر عاشقن..دیگه از کلمه دوست دارم استفاده نمیکنن که
ات: وقتی که طرف دیگه همکاری نمیکنه باید ادامه بده؟ وقتی طرف ناراضیه؟!
بورا: خب جونگکوک مست لبات شده ات یکم درک کن!
ات: اما من دوسش ندارم!
بورا: تصمیم با خودته ات کسی زور نگفته حالا زود بخواب فردا سرکار داری
ات: باشه عزیزم شبت بخیر❤️
بورا: شبت بخیر موچیی
#fake
دیدگاه ها (۱)

لباس دوم ات چون هوا سرد بود عوض کرد(مربوط‌ به جشن تولد مادر ...

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 17●•••صبح ساعت ۶ ..امروز زود بلند،شد...

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 15●•••ات: چی ؟؟؟یهو اومد سمتمو لبامو...

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 14●•••ات ویو میکروفون میگفت: خوش آمد...

پارت ۵۷جیمین: تحمل کن خانم کوچولو الان تموم میشهات: به خاطر ...

علامت ها( کانگ سو* )(هه جیو× )(جونگ کوک_)(ات+)لایک و کامنت ی...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁴⁶اروم خندیدم رفتم داخل..... . . . داشتم سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط