{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ نگو وقتی تو هرجا باشی همراتم
تو اون گرمای خورشیدی که میری رو به خاموشی
نمیدونی چقد سخته شب سرد فراموشی
شبی که کوله بارت رو میون گریه می بستی
یه احساسی به من میگفت هنوزم عاشقم هستی
خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ نگو وقتی تو هرجا باشی همراتم
چرا حالت پریشونه چرا مایوس و دلسردی
خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی
تو یادت رفته اون روزا یکی تنها کست میشد
خداحافظ که میگفتی خدا دلواپست میشد
دیدگاه ها (۵)

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم برای یکدفه حرف از ته دلم بزنما...

گفتی بخوان مرااما چگونه بخوانمت جانانم وقتی که در کلام نگنجی...

عطرِ نفَس ، شمیم ِ مو ، حالتِ حاد را ببینعاملِ اغتشاشِ شهر !...

من شاعرِ شیدایی ام شیدا تر از اینم مکن همواره می گ...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

The most beautiful*part 1*...لبخندت همیشه زیباترین چیزی بود ...

The most beautiful*part 1*..لبخندت همیشه زیباترین چیزی بود ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط