{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی

ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
جز سرزنش و بد سری خار، چه دیدی
ای لعل دل افروز، تو با اینهمه پرتو
جز مشتری سفله، ببازار چه دیدی
رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی
دیدگاه ها (۱)

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجلتیشه‌ای بود که شد باعث وی...

گر شمع را ز شعله رهائی است آرزوآتش چرا به خرمن پروانه میزندس...

نهان کرد دیوانه در جیب، سنگی یکی را بسر کوفت، روزی بمعبر شد ...

به آب روان گفت گل که از تو خواهم که رازی که گویم به بلبل بگو...

ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدیجز سرزنش و بد سری خار، چه دی...

ای گل! تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟ جز سر زنش و بدسری خار چه دی...

ای گل! تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟ جز سر زنش و بدسری خار...

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن پای...

دارد دل من صد غم و غمخوار ندارد این کودک بیمار پرستار ندارد ...

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است ...

دارد دل من صد غم و غمخوار ندارد این کودک بیمار پرستار ندارد...

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است جان را هوای از قفس تن پ...

شعر مقام معظم رهبریبرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف...

۸۶۰بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط