{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر ملل .

شعر ملل .
روسیه .
الکساندر بلوک
دختری در میان کلیسا می‌خواند

دختری در میان همسرایان کلیسا می‌خواند
از همه‌ی کسانی که در سرزمینهای بیگانه وامانده‌اند،
از همه‌ی کشتیهای به سوی دریا رانده،
از همه‌ی کسانی که سرخوشی‌شان را از یاد برده‌اند.
این گونه آوایش به سوی گنبد پر کشید،
و پرتویی از خورشید بر شانه‌ی سفیدش درخشید،
و از ظلمات همه تماشا می‌کردند و می‌شنیدند
چه سان جامه‌ی سفید در آفتاب می‌خواند.
و همه گمان می‌کردند که سرخوشی خواهد آمد،
که همه‌ی کشتیها در بندرگاههای امن پناه گرفته‌اند،
که همه‌ی مردم وامانده در سرزمینهای بیگانه
خود زندگانی متینی یافته‌اند.
دیدگاه ها (۱)

SmileBeautiful on your lipsI like that .Brilliant memory

گفتم که ماه من شو .گفتی اگر ....

پُر میکنم آنچه خالی ستخالی میشوم از آنچه پُر است،سبکهمچون بد...

ستاره‌ها | ادیت سودرگراناثری از:ادیت سودرگرانشب که فرامی‌‌رس...

Elarith_________part 4

prince and princess. last part.

کلام خالق مهربانی

کلام خدا در کلاس درس دنیا ....

#داستان_کوتاه «قاتل‌ِ امام زمان یه زن‌ِ سیبیلوئه»، این را آق...

تجارت با خدا

#داستان_کوتاه «قاتل‌ِ امام زمان یه زن‌ِ سیبیلوئه»، این را آق...

تفسیر آیه مباهله

چگونه اسم این مملکت ایران شد؛ یادداشتی خواندنی از سعید نفیسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط