{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندکی نگاه میکنم.آجرها کم نیست!

اندکی نگاه میکنم.آجرها کم نیست!
من خودم دیوارها را کوتاه چیدم.
کوتاه چیدم تا سدی نسازم.
کوتاه چیدم که خانه ی بزرگتری برای قلبم بسازم.
خانه ای بزرگ با دیوارهای کوتاه.پس تو ای غریبه!
ای دوست!ای آشنا!
اگر دیوار من کوتاه است؛
اگر دلم را بزرگ کردم که نرنجانم و نرنجم.
رحم کن.سنگ در این خانه نینداز.
تا خانه ام سنگ فرش این سنگ ها و تیشه ها نشود.
بگذار در خانه ی دلم جایی برای خود داشته باشم
دیدگاه ها (۳)

می نویسممی نویســممی نویســــمانقدر حرف برای نوشتن دارم اما ...

با یک سکوت تلخ... از عاشقانه ها ...

هیچگاه نتوانستم انچه بودم را پنهان کنمخوب بودنم یا بد بودنم ...

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎﺩﻟﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽﺩﻭﺳﺘﺶ ﺑﺪﺍﺭﯼﻭَ ﺑﺮﺍﯾﺶ ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

پارت اول راز خون

نام=)سایه مافیا### پارت پانزدهم: زندانِ امنِ سایه‌هاوقتی لیه...

پارت ۳: اتاقِ کنترلماشینِ مشکی بی‌صدا روی سنگ‌فرش‌هایِ حیاطِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط