{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همان توبه ای که هزار بار بستم

تو همان توبه ای که هزار بار بستم
و هزار بار دیگر شکستم
با من بگو
مستی چشمان تو را کدام شراب می بخشد
که من
هنوز خمار آخرین جرعه هایش مانده ام
تو
همان غزل عاشقانه ای که هزار بار
می سرایمت
و هزار بار دیگر عاشقانه تر از پیش بر دفتر جانم جاری می شوی
آخر دیوان چشمای تو تمامی ندارد
تو
همان لا لایی دلنشینی که
مرا
به شیرین ترین خواب های جهان می برد
بیا
که از این بیداری جهان فرسا بیزارم
می بینی
در حضور تو چه پوچ می شوم
مرا
دریاب که من , پس از صد سال
تنهاییم
به تو امیدوارم
دیدگاه ها (۱۰)

هجوم خاطراتت چه بی رحمانه مرا خرد میکند .....در این تنهاییم ...

کاش مجالی میدادند این قطره های اشک ....زمانی که به یاد نگاهت...

غمخوار من به خانه ی غم خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آ...

دیدی ای دل که خزان با گل و گلزار چه کرد .....تیغ طوفان بلا ب...

توهمان توبه ای که هزار بار بستمو هزار بار دیگر شکستمبامن بگو...

تو همان توبه ای که هزار بار بستم و هزار بار دیگر شکستماما با...

خدایا بزرگی ، دلم کوچک است دلم را به لطف تو بستم ، ولی قسم خ...

تو مثل حادثه ی عشق ناگهان و زیبایی شبیه صبح گل سرخ دلفریب و ...

ای عشق ! نگهت #مستیِ صد جامِ #شراب استعمرم ، پیِ نوشیدنِ این...

تو مثل حادثه ی عشق ناگهان و زیباییشبیه صبح گل سرخ دلفریب و ر...

ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردماز هر گلی بریدم وز خار تو...

جاری‌ست تیر، چو آبشارانی از غزلدیدارهای عاشقانه‌ی مان در همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط