♥╣[لمس ممنوعه]╠♥
♥╣[لمس ممنوعه]╠♥
ᕙ[・part 97・]ᕗ
به هم خیره شدیم که یه دفعه توماس جلو اومد و نگاه.
خیلی کوتاهی به جونگکوک و بعد نگاه پر عشق و عمیقی به من انداخت و دستش رو سمتم گرفت و گفت: پرنسس عزيز.. افتخار این دور رقص رو به من میدن؟
قیافه ناراضی و جدی گرفتم و خواستم حرف بزنم که قبل از من جونگکوک جدی گفت : متاسفم پرنسس قول این رقص رو به من دادن..
و جونگکوک لبخندی به من زد و دستش رو سمتم گرفت. توماس نگاه تحقیر امیزی به جونگکوک کرد و گفت: و شما؟
جونگکوک کاملا جدی گفت: فعلا کسی که زودتر از تو داره قلب پرنسس رو به دست میاره
لبخند پرشوق و شیطونی از جواب فوق العاده جونگکوک روی لبم اومد و دستم رو توی دستش گذاشتم و دوتایی سمت وسط سالن رفتیم.
آهنگ تازه شروع شده بود.
-واای خداا.. جونگکوک جمله ات محشر بود.. زدی به هدف..
و ریز و ذوق زده خندیدم خیلی خوشحال شده بودم که اینجوری جلوی توماس در اومده بود.
لبخندی بهم زد و منو سمت خودش کشید و شروع به رقص کردیم.
نرم زیر گوشم زمزمه کرد : میدونی عاقل ترین مرد اون مردیه که قلب زن رو اونقدر از عشق لبریز کنه تا جایی برای پرسه زدن مرد دیگه ای باقی نمونه...
با عشق چشمم رو بستم و گفتم : قلب من لبريزه لبريزه مرد عاقل من..
خیلی حرفه ای دستمون رو بالا برد و چرخوندم شوکه خندیدم.
سریعتر چرخوندم موهام توی صورتم پخش شد و بلند خندیدم
حس میکردم همه توی سالن به ما خیره ان ولی اصلا برام مهم نبود.
جونگکوک دستهای من رو دور گردن خودش قفل کرد و چرخ نرم روی پاشنه پاش زد.
دستم رو گرفت و چرخوندم و قبل اینکه کامل روبروش قرار بگیرم دستش رو انداخت زیرپام و رو دستش چرخوندم.
صدای اوووه همه اومده و بعد صدای دست. بلند و شاد خندیدم.
خیلی حرفه ای و مردونه رقصید.خیلی..
واقعا عالی بود..هیچ وقت تو عمرم رقص به این خوبی ندیدیده و انجام نداده بودم. هیچ وقت.
آهنگ که تموم شد. با لبخند و مردونه درحالیکه دستم رو توی دست داشت کمی خم شد و پشت دستم رو بوسید.
با لذت نگاش کردم و ریز خندیدم. نگاهم به توماس خورد که خون خونش رو میخورد و با غيض و خشم بهمون.نگاه میکرد.
کنار رفتیم.
-عالیه عالیه عالی بود عزیزم. تا حالا رقص به این خوبی انجام نداده بودم و حتی ندیده بودم.... عالی میرقصى.. ممنونم... خيلي خوب بود جونگکوک جانم..
لبخند مهربونی بهم زد و گفت : هم رقص عزیزی داشتم وگرنه از این کارها نمیکنم. خوشحالم که دوست داشتی..
ᕙ[・part 97・]ᕗ
به هم خیره شدیم که یه دفعه توماس جلو اومد و نگاه.
خیلی کوتاهی به جونگکوک و بعد نگاه پر عشق و عمیقی به من انداخت و دستش رو سمتم گرفت و گفت: پرنسس عزيز.. افتخار این دور رقص رو به من میدن؟
قیافه ناراضی و جدی گرفتم و خواستم حرف بزنم که قبل از من جونگکوک جدی گفت : متاسفم پرنسس قول این رقص رو به من دادن..
و جونگکوک لبخندی به من زد و دستش رو سمتم گرفت. توماس نگاه تحقیر امیزی به جونگکوک کرد و گفت: و شما؟
جونگکوک کاملا جدی گفت: فعلا کسی که زودتر از تو داره قلب پرنسس رو به دست میاره
لبخند پرشوق و شیطونی از جواب فوق العاده جونگکوک روی لبم اومد و دستم رو توی دستش گذاشتم و دوتایی سمت وسط سالن رفتیم.
آهنگ تازه شروع شده بود.
-واای خداا.. جونگکوک جمله ات محشر بود.. زدی به هدف..
و ریز و ذوق زده خندیدم خیلی خوشحال شده بودم که اینجوری جلوی توماس در اومده بود.
لبخندی بهم زد و منو سمت خودش کشید و شروع به رقص کردیم.
نرم زیر گوشم زمزمه کرد : میدونی عاقل ترین مرد اون مردیه که قلب زن رو اونقدر از عشق لبریز کنه تا جایی برای پرسه زدن مرد دیگه ای باقی نمونه...
با عشق چشمم رو بستم و گفتم : قلب من لبريزه لبريزه مرد عاقل من..
خیلی حرفه ای دستمون رو بالا برد و چرخوندم شوکه خندیدم.
سریعتر چرخوندم موهام توی صورتم پخش شد و بلند خندیدم
حس میکردم همه توی سالن به ما خیره ان ولی اصلا برام مهم نبود.
جونگکوک دستهای من رو دور گردن خودش قفل کرد و چرخ نرم روی پاشنه پاش زد.
دستم رو گرفت و چرخوندم و قبل اینکه کامل روبروش قرار بگیرم دستش رو انداخت زیرپام و رو دستش چرخوندم.
صدای اوووه همه اومده و بعد صدای دست. بلند و شاد خندیدم.
خیلی حرفه ای و مردونه رقصید.خیلی..
واقعا عالی بود..هیچ وقت تو عمرم رقص به این خوبی ندیدیده و انجام نداده بودم. هیچ وقت.
آهنگ که تموم شد. با لبخند و مردونه درحالیکه دستم رو توی دست داشت کمی خم شد و پشت دستم رو بوسید.
با لذت نگاش کردم و ریز خندیدم. نگاهم به توماس خورد که خون خونش رو میخورد و با غيض و خشم بهمون.نگاه میکرد.
کنار رفتیم.
-عالیه عالیه عالی بود عزیزم. تا حالا رقص به این خوبی انجام نداده بودم و حتی ندیده بودم.... عالی میرقصى.. ممنونم... خيلي خوب بود جونگکوک جانم..
لبخند مهربونی بهم زد و گفت : هم رقص عزیزی داشتم وگرنه از این کارها نمیکنم. خوشحالم که دوست داشتی..
- ۳۶۶
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط