{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دلتنگی ات سر به بیابان زدم ولی درد بیشتر شد گفتم نزدیک

از دلتنگی ات سر به بیابان زدم ولی درد بیشتر شد گفتم نزدیکت باشم ولی تا صدای تو رو میشنیدم دلتنگتر میشدم گفتم هم کنارت باشم هم یه کاری واسه خودم دست و پا کنم که هم سرگرم باشم و همچنین کنارت ولی باز هم از درد م کمتر نشد الان شدم همان دیونه که گفتی
دیدگاه ها (۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

موفقیت عشق در همراه دارد پارت : ۱ویو اتمن ات هستم من جدا از ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴²ویو: جونگ‌کوکبا عجله به سمت اتاق...

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط