ته ته :هیچی ولش کن
ته ته :هیچی ولش کن
آت :باشه داداش راستی میتونم فردا برم برای مدلینگ
ته :باشه برو
آت :شب بخیر
ته :باشه شب بخیر
پرش زمانی فردا صبح
هانا :سلامممم
آت :سلامم
ملوین «دختره منفوری که دنبال انتقام هست و داره از بچه ها سوئستفاده در راه مدلینگ میکنه » رییس این دوتا دخترا از بهترین دنسر ها هستن آت و هانا
هوانگ :«اون ریس ملوین هست و زیر دست کوک که کوک ازش بدش میاد» خوشبختم دختر خانم ها
آت و هانا :ما هم خوشبختم
ویو کوک :
ته ته :اه هوانگ عوضی دوباره پول ها رو برداشته رفته
کوک: برین دنبالش
سوهو :ریس میخواند با هم بریم چون یه مشکلی هست
کوک :چه مشکلی
جیمین : زود تر بگو استرس گرفتیم «با حالت شوخی »
هیون جونگ :خب هوانگ از دخترا ی خوشگل به عنوان مدلینگ استفاده میکنه یعنی گولشون می زنه و میفروشتشون یا خودش ازشون به عنوان برده ج ..نسی استفاده میکنه
کوک :خب برین دخترا رو نجات بدید راستی ته ته آت چرا نیومد
ته:رفته بود مثل همیشه مدلینگ میدونی که
اینهویپ :ریس راستش رو بخواین آت و خانم هانا اونجان
کوک :چییی چرا باید همه با هم بریم
ته ته :اره سریع بریم تفنگ ها رو بیاریم که بریم و راستی چرا به آت نگفتی خانم آت به هانا گفتی خانم
کوک :ته پسرا با آت دوستن ولش کن
ته :اگه بلایی سرش بیارن چی
کوک :نگران نباش اگه اتفاقی بیفته خودم سرشون رو ..
ته :او بریم
یونگی «خواب هستن 😁»
کوک :یونگی یونگی خواهرت رو هوانگ گرفته باید بریم
یونگی :پنج دقیقه دیگه بلند میشم
کوک :دارم با کی حرف میزنم
یونگی؛ داداش اون جمله ای که گفته بودید چی بود
کوک :گفتم خواهرت پیشه هوانگه
یونگی :چییییی
کوک پاشو بریم
ویو زبان نویان «خودم »
پسرا یعنی اینهوپ و هیون جونگ و سوهو باهم رفتن داخل یه ونم بادیگارد ها رفتن
و یونگی و ته و جیمین یا سه ماشین کوک با یه ماشین دیگه
آت :باشه داداش راستی میتونم فردا برم برای مدلینگ
ته :باشه برو
آت :شب بخیر
ته :باشه شب بخیر
پرش زمانی فردا صبح
هانا :سلامممم
آت :سلامم
ملوین «دختره منفوری که دنبال انتقام هست و داره از بچه ها سوئستفاده در راه مدلینگ میکنه » رییس این دوتا دخترا از بهترین دنسر ها هستن آت و هانا
هوانگ :«اون ریس ملوین هست و زیر دست کوک که کوک ازش بدش میاد» خوشبختم دختر خانم ها
آت و هانا :ما هم خوشبختم
ویو کوک :
ته ته :اه هوانگ عوضی دوباره پول ها رو برداشته رفته
کوک: برین دنبالش
سوهو :ریس میخواند با هم بریم چون یه مشکلی هست
کوک :چه مشکلی
جیمین : زود تر بگو استرس گرفتیم «با حالت شوخی »
هیون جونگ :خب هوانگ از دخترا ی خوشگل به عنوان مدلینگ استفاده میکنه یعنی گولشون می زنه و میفروشتشون یا خودش ازشون به عنوان برده ج ..نسی استفاده میکنه
کوک :خب برین دخترا رو نجات بدید راستی ته ته آت چرا نیومد
ته:رفته بود مثل همیشه مدلینگ میدونی که
اینهویپ :ریس راستش رو بخواین آت و خانم هانا اونجان
کوک :چییی چرا باید همه با هم بریم
ته ته :اره سریع بریم تفنگ ها رو بیاریم که بریم و راستی چرا به آت نگفتی خانم آت به هانا گفتی خانم
کوک :ته پسرا با آت دوستن ولش کن
ته :اگه بلایی سرش بیارن چی
کوک :نگران نباش اگه اتفاقی بیفته خودم سرشون رو ..
ته :او بریم
یونگی «خواب هستن 😁»
کوک :یونگی یونگی خواهرت رو هوانگ گرفته باید بریم
یونگی :پنج دقیقه دیگه بلند میشم
کوک :دارم با کی حرف میزنم
یونگی؛ داداش اون جمله ای که گفته بودید چی بود
کوک :گفتم خواهرت پیشه هوانگه
یونگی :چییییی
کوک پاشو بریم
ویو زبان نویان «خودم »
پسرا یعنی اینهوپ و هیون جونگ و سوهو باهم رفتن داخل یه ونم بادیگارد ها رفتن
و یونگی و ته و جیمین یا سه ماشین کوک با یه ماشین دیگه
- ۲۴۵
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط